ارسال

تبعید دلبخواهی، حربه سرکوب بی اثر!


جهان امروز

2017-04-04 | ۱۳۹۶-۰۱-۱۵

مصطفی پورمحمدی وزیر دادگستری از ارائه‌ی تسهیلات ویژه‌ی دولت "تدبیر و امید" به ناراضیان از حکومت خبر داد. او در گفتگو با خبرگزاری فارس (9 فروردین) ادعا کرد که دولت "اعتدال" به ناراضیان از حکومت ایران کمک خواهد کرد تا به کشور مورد علاقه‌ی خویش سفر کرده و باقی عمر خویش را در آنجا سپری کنند.

اگر در این رابطه از ارزش مصرف افشاگری‌های باندهای رژیم علیه یک‌دیگر در آستانه "انتخابات" ریاست جمهوری حکومتیان بگذریم، واقعیتی در این افشاگری‌ها وجود دارد و پرده از سیاستی بر می دارد که وزارت اطلاعات و نهادی های امنیتی و سرکوب رژیم از مدتها پبش بر علیه فعالین سیاسی و اجتماعی پیش برده اند.

مسئله چیست؟ رژیم و نیروهای سرکوب و امنیتی بورژوازی در ایران، مدتهاست که‌ امکان سرکوب معترضین و مخالفین خود، به‌ویژه آنانی را که به چهره های شناحته شده تبدیل شده اند به روال گذشته از دست داده‌اند. ما در چند سال اخیر شاهد ادامه و گسترش اعتراض فعالین کارگری، آموزگاران، زنان، و فعالین اجتماعی و هنری و فرهنگی حتی از درون زندان های رژیم بوده ایم. هر اعتراض و هر سرکوبی به سرعت به یاری رسانه‌های جمعی، جهانی شده و برای رژیم، موجی از نفرت به‌بار آورده و به موازی آن پشتیبانی از مبارزات کارگری و اجتماعی فعالین این عرصه‌ها را به همراه داشته است. در یک کلام هزینه سرکوب برای رژیم به نسبت گذشته به مراتب سنگین‌تر شده است.

سیاست اخیر رهایی از دست فعالین سیاسی هردم فزاینده‌ی رژیم، در کنار همه سیاست های سرکوبگرانه اش، چند سالی است برای آنها موضوعیت پیدا کرده است. چهره‌ جنایتکاری همانند مصطفی پورمحمدی، معاون اسبق وزارت اطلاعات به عنوان وزیر دادگستری حکومت اسلامی که دستکم قتل عام افزون بر ۵۰۰۰ هزار زندانی سیاسی سال ۶۷ در زندان های ایران را در پرونده دارد، تنها یکی از آمرین این رویکرد است. این سیاست، اگر چه نه به شکل رسمی و علنی، ولی به شکلی دوفاکتو این کارکرد را داشته است که فعالین و چهره‌های سیاسی مخالف را از محل کار و زیست شان دور سازند و از تبعید آنها به خارج از کشور خشنود باشند.

اما این انتظار رژیم نیز برای سرکردگان جکومت سرمایه و اسلام، تبدیل به یاس شده است. نخست آنکه، این سیاست خوش خیالانه رژیم در میان اکثریت فعالین جنبش های اجتماعی از همان آغاز تشخیص داده شد و نه تنها جواب نگرفت، بلکه آنها اراده‌مندتر از گذشته به مبارزات خود ادامه داده اند، دوم آنکه، موجی از فعالین جدید هر روزه به این طیف اضافه شده و رژیم بیش از گذشته در همه عرصه‌ها به چالش گرفته شده است و سوم، آنکه برای شمار اندکی از فعالینی که زیر فشار تهدیدات سنگین،‌ مرگ و محکومیت به حبس‌های دراز مدت و جانفرسا و... مجبور به ترک ایران شده اند، امر مبارزه نه تنها کم رنگ نشد، بلکه آنها در خارج از کشور هم به پیشروان ادامه مبارزه در محلی دیگر تبدیل شده اند. البته برخی از همدستان باندهای رقیب نیز به ویژه باموج اعتراضی سال ۸۸ یا پس از آن به خارج و «خودتبعیدی» روی آوردند که به وسیله سازمان‌دهندگان رسانه‌هایی همانند بی.بی.سی، صدای آمریکا و ... عضو گیری و آموزش داده شدند و به مبلغین و مروجین بورژوازی در برون مرز تبدیل شدند.

در نتیجه این سیاست ظاهرا «تسهیلاتی» رژیم، در بیرون راندن مخالفین، نیز در کنار همه سیاست های دیگر سرکوبگرانه بورژوازی حاکم، عملا بی اثر بوده است و نتوانسته و نمی‌تواند از عزم مبارزاتی فعالین جنبش های اجتماعی چه در داخل و چه خارج کشور بکاهد. به‌عکس، همگان، این رویه را که اکنون از زبان پورمحمدی جنایت پیشه، جار زده می شود، نشانی دیگر از ترس و هراس رژیم از مخالفین و معترضین به کلیت نظام و تبدیل اهداف مبارزاتی آنها به امواج خروشان توده ای بر علیه رژیم، برداشت می‌شود.

آخرین مطالب