ارسال

موقعیت کنونی جنبش کارگری ایران


خسرو بوکانی

2017-05-09 | ۱۳۹۶-۰۲-۱۹

تحلیل ها و آمارهای منتشره این را نشان می دهند که بعد از تمام شدن جنگ ارتجاعی ایران و عراق و کشتار دسته جمعی زندانیانی سیاسی درهه 60 و اجرای برنامه ریاضت اقتصادی "رفسنجانی" هیچ کدام از دولت هایی که تاکنون در ایران سر کار آمده اند از جمله "محمد خاتمی" و "محمود احمدی نژاد" و اکنون نیز "حسن روحانی"، نه تنها نتوانسته اند بهبودی در عرصه زندگی و کار مردم بوجود آورند، بلکه حتی در دوره روحانی، مشکلاتی از قبیل فقر و بیکاری، در سطحی فراوان، فاجعه به بار آورده است. تعداد اعدام ها در مقایسه با دوره احمدی نژاد، به میزان 30 درصد افزایش پیدا کرده و بازداشت و زندانی کردن فعالان جنبش های اجتماعی بیشتر شده است. نزدیک به ده میلیون نفر به همراه خانواده هایشان گرفتار مواد مخدر شده و به علت مبتلا شدن به این پدیده خانمانسوز رنج می برند. افزایش مرگ و میر به علت سوانح محل کار و ناامن بودن جاده ها، رکوردهای جهانی را زده است. میزان آلودگی هوا در کلان شهر تهران و شماری از شهرهای دیگر ایران به مرز بحران رسیده و بی دلیل نیست که "سازمان شفافیت بین المللی"در تازه ترین گزارش خود، از رژیم جمهوری اسلامی به عنوان یکی از فاسدترین حکومتهای جهان نامبرده است. در چنین شرایطی است که، تبلیغات انتخاباتی رژیم اسلامی به خاطر نمایش انتخاباتی ریاست جمهوری و شوراهای اسلامی شهر و روستا آغاز شده و حسن روحانی با این کارنامه قرار است رقیب اصلی ابراهیم رئیسی دژخیم و جلاد و یکی از عاملان اعدام هزاران فعال چپ و کمونیست دهه 60، در این نمایش انتخاباتی باشد. در واقع هیچکدام از جناجهای حکومتی با کارنامه پر از جنایتهایشان، نقشه و برنامه ای برای گذر از شرایط فلاکت بار کنونی را ندارند. به همین دلیل دایره رهبری سپاه پاسدران و خامنه ای با اطلاع از این واقعیت که مردم ایران همه جناح های حکومتی را امتحان کرده اند، برای مهندسی کردن این انتخابات و جذب مردم برای کشیدن آنها به پای صندوق های رای، دچار سردرگمی شده اند.

بی شک دور آینده به اصطلاح انتخابات ریاست جمهوری و شوراها در ایران در شرایطی بسیار پر تنش برگزار خواهد شد. از سویی با سرکار آمدن دونالد ترامپ در آمریکا و در نظر گرفتن سیاست جنگ افروزانه اش در مقابل ایران و توافق بیشتر با رقبای محلی جمهوری اسلامی، یکی از فاکتورهای این تنش ها می باشد. از سوی دیگر چندین مورد مثل جانشینی خامنه ای، نبود هماهنگی بین اصولگریان در خصوص یک نامزد انتخاتی، تشدید بحران اقتصادی، افزایش اعتراض و مبارزه کارگری و فعالان مدنی، از جمله فاکتورهای داخلی هستند که شرایط را برای رژیم دشوراتر کرده است. با این حال باید گفته شود که علیرغم تمام این مشکلات و اختلافاتی که بر سر منافع اقتصادی و استراتژی جداگانه که در جناحهای حکومتی وجود دارد، کشاندن مردم به پای صندوقهای رای، کار مشترک همه این جناحها است.

رژیم که می داند نمی تواند مانند قبل مردم ایران را به پای صندوق های رای بکشاند، با فریبکاری، برای اینکه بتواند مردم بیشتری را به پای صندوق های رای بکشاند انتخابات شوراهای شهر و روستا و ریاست جمهوری را همزمان کرده است. به همین دلیل، از نظر ما تحریم انتخابات، به خصوص از سوی کارگران و مردم زحمتکش ایران و کردستان که به هیکچدام از خواسته های اقتصادی و سیاسی خود که در سایه حاکمیت جناح های مختلف نرسیده اند، ضروری است. رفتن به پای صندوق های رای به عبارتی به معنای، تبدیل شدن به نیرویی برای عقب راندن نزاع های درون حکومتی به نفع منافع سرمایه داران و ضمنات سرکار ماندن رژیم است که هیچ سودی برای کارگران ندارد. کارگران در ادامه مبارزات پرشور خود که درجریان مبارزه حق طلبانه برگزار کرده اند، نه با رای به کاندیداهای بد و بدتر، بلکه تنها با نرفتن به پای صندوقهای رای می توانند جایگاه و موقعیتی بهتر برای ادامه دادن به مبارزه خود فراهم کنند.

اگر نگاهی گذرا به وضع زندگی و معیشت مردم ایران و کردستان به طور عام و طبقه کارگر و مردم زحمتکش به طور خاص بیندازیم، خواهیم دید که بربریت و سنت نظام سرمایه داری در سیمای جمهوری اسلامی به طور واقعی خود را نشان میدهد. بیشتر از 60 درصد نهاد و کارخانه ها تعلطل و یا نیمه تعطیل شده اند، کارخانه هایی هم که فعال هستد تنها میتوانند30 تا 40 درصد ظرفیت خود را به کار گیرند. نزدیک به 8 میلیون کارگر آماده به کار در ایران وجود دارد که نمی توانند هیچ کاری پیدا کنند. خط فقر در ایران حدود چهار میلیون تومان است، حتی کارشناسان شورای عالی کار رژیم این میزان را 2 میلیون و 489 هزار تومان اعلام کرده اند. درعرصه واقعی زندگی درشرایط کنونی ایران یک خانواده سه و نیم نفری برای اینکه بتوانند هزینه معیشت خانواده خود را تامین کنند و زیرخط فقر نیافتند باید ماهیانه 4 میلیون تومان درآمد داشته باشند. این درحالی است که همین شورای عالی کار رژیم حداقل دستمزدهای کارگران را برای سالجاری تنها 930 هزار تومان تعیین کرده است. تازه این میزان تنها شامل کارگرانی می شود که مشمول قانون کار ضد کارگری رژیم هستند و کارگران شاغل در کارگاه هایی که زیر ده نفر هستند ،شامل این دستمزدها هم نمی شوند. مضافا اینکه حتی همین حداقل دستمزدهای چندین بار زیرخط فقر از سوی کارفرمایان و سرمایه داران پرداخت نمیشود و یا ماهها با تاخیر پرداخت می شود.

به طور متوسط روزانه 6 کارگر به علت نبود امنیت در محل کار و حوادث کار در کارگاه و کارخانه های مختلف جان خود را از دست میدهند و صد ها هزار کارگر دیگر نیز دچار صدمات جانی و روانی میشوند. سالانه حدود 100 کارگر کولبر در کردستان و کارگرانی که به چترباز و ته لنجی در بندر عباس و هرمزگان شناخته میشوند و در مناطق مرزی دیگر به علت تیراندازی مستقیم نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی و یا به علت حوادث طبیعی از این دست جان خود را از دست می دهند و تعداد زیادی فلج و مصدوم می شوند و هیچ قانونی شامل حال آنها نمی شود. شرکت های پیمانکاری با حمایت رژیم بورژوایی ایران و با کمک سرمایه داران و کارفرماها به مانند زالو خون کارگران را می مکند و بخش زیادی از حاصل رنج کارشان را غارت می کنند.

نهاد های ضد کارگری و مجلس رژیم با تصویب لوایح ضد کارگری این فرصت را برای کارفرماها و سرمایه داران فراهم کرده اند که هر نوع قرارداد سفید و بی امضا و بی تاریخ را به کارگران تحمیل کنند و از این راه کارگران را به صورت دسته جمعی از کار اخراج کنند. کار کودکان که باید منع شود، کماکان در ایران تحت حاکمیت رژیم سرمایه داری اسلامی وجود دارد و از کودکان کم سن و سال با شدیدترین شیوه بهرکشی می شود و فعالان و مدافعان کودکان از سوی نیروی های سرکوبگر جمهوری اسلامی بازداشت و به زندان فرستاده میشوند. زنان کارگر به علت سیاست تفکیک جنسیتی از سوی رژیم با سخت ترین شیوه مورد بهرکشی قرار میگیرند و از هیچ حقوق برابری در مقابل کار برابر با مردان برخوردار نیستند به خصوص زنانی که کار کیلویی و کونتراتی، تیکه دوزی و دورکاری میکنند یا زنانی که سرگرم کار منشی گری، خدمات و از این قبیل اند با دستمزدی حتی نصف کمتر از حداقل دستمزدهای تعیین شده از سوی شورای عالی کار رژیم به کار گماشته می شوند.

رژیم برای منحرف کردن مبارزات اصیل و رادیکال کارگری و پایین آوردن سطح مطالبات کارگران و شناسایی، شکنجه و اذیت و آزار فعالان کارگری و کارگران مبارز در مراکز کارگری و تولید، بودجه و امکانات بسیار زیادی در دست نهادها سیاهی مثل خانه کارگر، انجمن های صنفی و شوراهای اسلامی گذاشته و از آنها به مثابه نماینده کارگران ایران در سازمان های بین المللی بهره میبرد. فعالان مبارز کارگری و کارگران ناراضی به این شرایط دشوار را زیر فشار گذاشته و آنها را شکنجه و اذیت و آزار و حکم شلاق، زندان و تبعید از محل کار و زندگیشان را به آنها تحمیل میکند.

اما تمامی اینها روی سیاه و دردآور سکه هستند و آنروی سکه این است که طبقه کارگر ایران نه تنها به این شرایط فلاکتبار تن نداده و تسلیم نشده، بلکه رنگ وبوی تازه ای به مبارزات خود داده است. اعتراضات گسترده بر علیه تاخیر در پرداخت دستمزدها، اعتراض به بیکار سازی های ادامه دار، اعتراض به پایین بودن سطح دستمزد و شرایط ناامن کار، تنها بخشی از یک مبارزه است که نشان میدهد، کارگران برای بهبود شرایط کار و زندگیشان، یک لحظه غافل نشده اند. افزایش آمار اعتراض و اعتصابات کارگری و تعداد کارگرانی که در این اعتراضات شرکت میکنند و زمان بیشتری که کارگران در اعتراضات و اعتصابات بسرمی برند، نشان از روند رو به رشد جنبش کارگری است. دولت روحانی برای جذب سرمایه دارن داخلی و خارجی برای سرمایه گذاری در عرصه تولید و برون رفت از بحرانهای ساختاری که در آن گرفتار آمده ، تلاش کرده است با ارائه لایحه ضدکارگری اصلاح قانون کار رژیم به مجلس ، کوچک ترین روزنه ای برای هر نوع مانور و حرکت اعتراضی کارگری در چهارچوب قانون باقی نگذارد و از این طریق فضای امنی را برای سرمایه گذاران داخلی وخارجی تامین کند. برای سال آینده نیز به دستمزدهای چهار بار زیر خط فقر رسمیت بخشیده اند. اما نه تنها این تلاش ها، بلکه تحت فشار قرار دادن کارگران ناراضی، بازداشت و زندانی کردن فعالان و شلاق زدن کارگران، نتوانسته از روند رو به رشد اعتراضات کارگری جلوگیری کند. موقعیت حال حاضر جنبش کارگری و ناتوانی رژیم در پاسخ به خواست کارگران، افق خیزش نیرومند جنبش کارگری را به روی جامعه ایران گشوده است. مقابله با فقر و فلاکت و بی حقوقی های که به سر کارگران تحمیل شده، حرکت نیرومند جنبش کارگری در آینده را به یک مسئله حتمی تبدیل کرده.

در اینجا لازم می دانم به موضوعی اشاره کنم که به عنوان یک رویکرد ضعیف در درون جنبش کارگری ایران چه در داخل و چه درخارج کشور عمل میکند و آنهم گرایش و رویکردی است که مبارزات طبقه کارگر را دفاعی و بیشتر صنفی ارزیابی میکند . حقیقت امراین است که واقف بودن برموانع سازمانیابی کارگری وجستجو کردن در باب شناسایی نقاط ضعف این جنبش به خودی خود نه تنها منفی و مذموم نیست بلکه برعکس کاملا لازم و ضروری است که احزاب ، نهادها و تشکلهای کارگری با شناسایی دقیق موانع پیشروی جنبش کارگری ،راه را برای پیشرویها ودستاوردهای بیشتر هموارکنند . ولی این ارزیابی که مبارزات کارگری را مجزا ازکلیه عوامل تاثیرگذار برآن ، مورد نقد قرار میدهد ، نه تنها راهکاری برای برون رفت از این وضعیت مورد ادعای خودشان ارائه نمیدهند بلکه نمیتواند پایه های مادی وعلمی دقیقی داشته باشد .دلایل آن بسیارساده و قابل مشاهده هستند ازجمله اینکه جنبش کارگری نیز با تمام ظرفیتها و افت و خیزهایش به عنوان یک پدیده اجتماعی ، متاثر و تاثیرگذار بر دیگر پدیده های پیرامونی خود میباشد و یا قبول کردن رشد کمی طبقه کارگر طی سالهای اخیرکه امری واقع و غیرقابل انکاراست ،بدون شک به تغییرات کیفی و جهشی انجامیده و بیشترخواهد انجامید . روزانه حداقل 4-5 حرکت اعتراضی کارگری را درنقاط مختلف کشور شاهدیم. میتوان گفت که یکی از فاکتورهای بسیار جدی و اساسی درشکستن فضای خفقان مورد نیاز سرمایه داران همین اعتراضات روزمره کارگری هستند . وجود دهها تشکل کوچک و بزرگ کارگری و فعالان کارگری که با دخالتگری های موثرشان اقدامات استثمارگرانه حاکمیت را به چالش میکشند و بسیاری فاکتها و عوامل دیگر. لذا واقعیت کنونی جنبش کارگری ایران و طبقه کارگر این است که با وجود تمامی ضعفها و کاستیها نسبت به دیگر جنبشها و اعتراضات اجتماعی در موقعیتی کاملا برتر و تاثیر گذارتر قرار دارد.

فعالان و پیشروان کمونیست جنبش کارگری، ضروری است به حضوری فعالانه در مبارزه ای که در حال حاضر در جریان است، برای خیزش جبنش کارگری خود را آماده کنند. در غیاب این آمادگی و در غیاب هژمونی انقلابی و سوسیالیستی، این نگرانی وجود دارد که طبقه کارگر نتواند مهر طبقاتی خود را بر حوادث سیاسیی آینده بکوبد و دوباره طبقه سرمایه دار بتواند با آرایشی سیاسی پا بر دوش طبقه کارگر بگذارد و با تحمیل شرایط فلاکتبار، به حاکمیت خود ادامه دهد. فعالان سوسیالیست جنبش کارگری لازم است با افق و نقشه عمل روشن و با پاسخ به نیازهای مبارزات عملی و سیاسی کارگران، این جنبش طبقاتی را در راستای سیاست های سوسیالیستی هدایت و به پیش ببرند. به همین دلیل در شرایط کنونی، دخالت فعالانه در مبارزاتی که در جریان است و جنبش مطالباتی کارگران و تلاش برای گره زدن مبارزات به همدیگر از جمله مهمترین اولویت های فعالان و پیشروان جنبش کارگری است. گسترش اعتراضات تنها راه واقع بینانه برای فراهم کردن و کمک برای ایجاد تشکل طبقاتی و سراسری کارگران است. فعالان سوسیالستی جنبش کارگری با حضور فعالانه و موثر در جریان به پیش بردن این مبارزات است که می توانند توجه شمار هرچه بیشتر از فعالان پیشرو جنبش کارگری برای درک تحزب یابی کمونیستی کارگران را جلب کنند. بحث و گفتگو درباره تحزب یابی کارگران لازم است برپایه اصول و استراتژی سوسیالیستی که انقلاب اجتماعی و قدم گذاشتن در چارچوب سازمان دادن اقتصاد سوسیالیستی را وظیفه طبقه کار می داند، گسترده تر کند و بر آن تاکید کند. به نظرمن لازم است که در شرایط کنونی طبقه کارگر ایران و تشکل های مستقل کارگری و فعالان کارگری ضمن رد کردن حداقل دستمزد 930 هزار تومانی تعیین شده از سوی شورای کار عالی رژیم ، بر افزایش دستمزد متناسب با استانداردهای زندگی امروزی تاکید کنند. کارگران لازم است اعلام کنند که پایه تعیین حداقل دستمزد نه برابر با خط فقر بلکه باید بر پایه خط رفاه کارگران باشد. کارگران لازم است بر آزادی فوری و بدون قید و شرط فعالان کارگری زندانی تاکید کنند و خواستار پرداخت بیمه بیکاری مکفی برای تمام نیروهای آماده به کار و انحلال کامل شرکت های پیمانکاری، ایجاد ایمنی محیط کار، ممنوعیت کار کودکان و نوجوانان زیر 18 سال، آزادی عقیده، آزادی تشکل ، سازمانها و احزاب سیاسی ، اعتصاب، آزادی قلم، بیان، و آزادی تمام زندانیان سیاسی ، لغو مجازات اعدام ، جدایی دین از دولت و پایان دادن به تبعیض جنسیتی علیه زنان و به رسمیت شناختن برابری زنان و مردان در تمام عرصه های زندگی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی تاکید کرده و این خواستها را در سرلوحه جنبش مطالباتی طبقه کارگر قرار دهند .

ما به عنوان کومه له و حزب کمونیست ایران بار دیگر برادامه راه و استراتژی سوسیالیستی و رسیدن طبقه کارگر به قدرت سیاسی درجهت بنا نهادن جامعه ی سوسیالیستی و خلاص شدن از شر نظام استثمارگر سرمایه داری تا کید می کنیم.

آخرین مطالب