ارسال

قدیم رزمنده، جوینده (1)


فریدون ناظری

2017-07-06 | ۱۳۹۶-۰۴-۱۵

قدیم رزمنده، جوینده
که چراغت می کند پت پت
به عمق زهم و تاریکی،
در این دنیای آشفته
با آن ارکانِ وارفته
به قعر معدن تیره
یکی فریاد میدارد
که او نور چراغش هست،
و لیکن یار می جوید
که تا راه نجات پوید؛

به کارخانه
کنار آهن تفته
یکی راه رهایی را
منقش در شرر بیند؛

میان کارگه مردی
که سوهان میکشد آهن
به درز کهنه ی بارو
بسنجد پرتو خورشید؛

سیاهی بال گسترده
بر اورنگ کلان شهران
و آنجا دختران، غران
به همراه دلیر مردان
بلور نور می آرند
و تخم روز می کارند.

قدیم رزمنده، پوینده!
بسی نفت است در انبار
چراغ کهنه را پر کن
تفنگ تازه را بر دار،
به قعر معدن تاریک
به کنجِ دنجِ کارخانه
به شهر و دشت و پای کوه
امید از عشق هست سرشار
و رهرو در خفا بسیار.

(1) به دنبال "آی آدمها ..." از نیما یوشیج
ششم جولای 2017 - زرگویز علیا

آخرین مطالب