ارسال

پیامدهای ویرانگر سیاست های نئولیبرالی در ایران


2017-11-02 | ۱۳۹۶-۰۸-۱۱

حدود چهار سال و نیم پیش حسن روحانی در حالی بر کرسی ریاست جمهوری رژیم اسلامی تکیه زد که مردم از عوارض و پیامدهای بحران اقتصادی، تورم و گرانی، بیکاری گسترده، سقوط ارزش ریال، فساد روزافزون و فقر و فلاکتی که تحریم های اقتصادی را عامل تشدید آن می دانستند به شدت عاصی بودند. مردم دولت احمدی نژاد، سپاه پاسداران و جریان اصول گرای پیرو بیت رهبری را نماد سیاست تهاجمی در مقابل غرب و عامل اصلی ادامه وضعیت موجود و تشدید تحریم های اقتصادی می دانستند. حسن روحانی در آن زمان در کمپین تبلیغاتی خود با انتقاد از سیاست اتمی رژیم، بر سیاست تلاش برای رفع تحریم ها، تداوم خصوصی سازی ها، جذب سرمایه های خارجی و توسعه اقتصادی از طریق سیاست تنش زدائی و اعتماد سازی با آمریکا و غرب تأکید نمود. در آنزمان این گفته روحانی که: "خیلی خوب است سانتریفوژهای اتمی بچرخد به شرطی که کشور و زندگی مردم هم بچرخد"، در واقع حرف دل رأی دهندگانی بود که از ماجراجویی ها و ادامه سیاست های اتمی رژیم به تنگ آمده بودند. روحانی عوامفریبانه تلاش کرد تا با تطهیر سیاست های اقتصادی نئولیبرالی، نحوه پیشبرد مذاکرات اتمی و تحریم های اقتصادی و سوء مدیریت دولت را عامل اصلی فقر و فلاکت اقتصادی مردم معرفی کند. در آنزمان روحانی با حرارت وعده داد "آنچنان گشایش اقتصادی در کشور ایجاد کنم که اصلا مردم به این ۴۵ هزار تومان یارانه احتیاج نداشته باشند". اما امروز بعد از چهار سال و نیم، نه تنها سانتریفوژهای اتمی از چرخش باز ایستاده و قلب راکتور تولید آب سنگین اراک بتن ریزه شده است، بلکه ابعاد بیکاری و فقر اقتصادی چرخ زندگی مردم را نیز بیشتر از هر زمانی زمین گیر کرده است. اکنون ابعاد تورم و فقر و بیکاری، بحران زیست محیطی و ناهنجاری های اجتماعی به جایی رسیده که قلم فرسایی در مورد آنها به موضوع روز روزنامه های حکومتی تبدیل شده اند.

در "یادداشت روز" روزنامه کیهان به تاریخ چهارشنبه ۱۰ آبان ضمن یادآوری وعده هایی که روحانی داده بود آمده: "اکنون دولت بدون اینکه آن همه وعده را به یاد بیاورد، یگانه کارخانه پررونق کشور را راه‌اندازی کرده و مدام در حال تولید آمار است. آمار‌اشتغال مثبت، آمار رونق مثبت، آمار صادرات مثبت، آمار تورم پائین و خلاصه همه چیز را روی کاغذ گل و بلبل می‌کند. از آنها که همه مشکلات را دستاورد! قلمداد کرده و همه ناهنجاری‌ها را هنجار جلوه می‌دادند خبری نیست! تو گویی هرگز در این جهان نبوده‌اند و حرفی نزده‌اند که بخواهند مسئولیت‌اش را بپذیرند و اندکی شرمنده مردم باشند. حالا اگر دلار از مرز ۴ هزار تومان هم عبور کرد مهم نیست! هنوز باید به سر دولت قبل زد که در آن دوره هم دلار گران شد! اگر ‌اشتغال به نقطه‌ای رسید که از حداقل‌های پیش‌بینی شده هم عقب افتاد، مهم نیست! می‌شود با فتوشاپ جدول و نمودار آن را درست کرد!" روزنامه شهروند نیز در سرمقاله دهم آبان ماه خود به تصاوير و اخبار و گزارش‌هایی اشاره کرده که "چگونه صدها ‌هزار كودك و نوجوان اين كشور از خدمات آموزشی يا بی ‌بهره هستند يا بايد در كپرها و روی زمين و خاك آموزش ببينند و وضعيت اشتغال، مسكن، بهداشت و خوراك آنان را هم مي‌توان از اين وضع حدس زد كه چگونه است". روزنامه جهان صنعت در گزارش اصلی دهم آبان ماه خود نوشته: "میزان غلظت گرد‌و‌غبار در برخی شهرستان‌های خوزستان و مناطق غربی ایران به اندازه‌ای افزایش یافته است که در آبادان به بیش از ۳۰ برابر حد مجاز رسید. در این ارتباط شماری از مدارس و مراکز آموزشی در خوزستان، ایلام و کردستان نیز دیروز تعطیل شدند."

اینها فقط برشی از مطالب روزنامه های چاپ تهران در روز چهارشنبه دهم آبان ماه هستند و به هیچ وجه ابعاد واقعی بیکاری، فقر و بی حقوقی هایی که رژیم جمهوری اسلامی به خانواده های کارگری و اکثریت مردم ایران تحمیل کرده است را منعکس نمی کنند. اما آنچه روشن است ابعاد فقر و فلاکت اقتصادی و اوضاع وخامتباری که دامنگیراکثریت مردم ایران شده است تنها با سوء مدیریت، تداوم تحریم ها و یا کارشکنی این یا آن جناح حکومتی توضیح داده نمی شود. آن مصائبی که امروز به مردم ایران تحمیل شده ریشه در نظام سرمایه داری حاکم دارد که سیاست های نئولیبرالیستی دولت روحانی نقاب از چهره کریه آن برداشته است. تداوم خصوصی سازی ها که بیکارسازی گسترده کارگران را به دنبال داشته است، رواج روزافزون قرادادهای کاری کوتاه مدت و "سفیدامضا"، قانونی کردن دستمزدهای سه تا چهار مرتبه پایین تر از خط فقر، تغییر قانون کار در راستای منافع صاحبان صنایع و کارفرماها دست سرمایه داران بخش خصوصی و دولتی را باز گذاشته است که شدت استثمار کارگران را به اوج خود برسانند. رها کردن شرکت های بخش خصوصی از قید بند و محدودیت قانونی باعث شده که کارفرمایان تا جایی که امکان دارد سطح دستمزدها را پایین بیاورند و مدت زمان کار روزانه را طولانی نمایند و حتی دستمزد کارگران را به موقع پرداخت نکنند. در آن بخش از شرکت های تولیدی که در تملک و کنترل سپاه پاسداران و دولت هستند، انضباط و مقررات و قوانین پادگانی حاکم است و هرگونه اعتراضی ولو فردی در این صنایع با اخراج و سرکوب خشن روبرو می گردد. تحت تأثیر سیاست های نئولیبرالی هر دم بر شمار بیکارانی که اکثریت آنها را جوانان آماده به کار تشکیل می دهند و امیدی به پیدا کردن کار ندارند، افزوده می گردد. از دیگر پیامدهای سیاست های نئولیبرالیستی قطع سوبسیدها و قطع هزینه های عمومی برای خدمات اجتماعی مانند آموزش و پرورش، آموزش عالی، بهداشت، درمان، مسکن، حمل و نقل عمومی و غیره و گرفتن هزینه این کالاهای خدماتی بطور مستقیم از مردم است. تحت این شرایط گسترش کار کودکان، افزایش اعتیاد به مواد مخدر، افزایش تن فروشی و بسیاری از آسیب های اجتماعی دردناک دیگر، خانواده های کارگری و اقشار تهیدست جامعه را در چنگال خود می فشارد. 

در برابر این اوضاع، روند رو به گسترش اعتراضات و اعتصابات روزمره ی کارگران بویژه در مراکز بزرگ تولیدی، اعتراضات سراسری معلمان و بازنشستگان نشان میدهند که سیاست های نئولیبرالی، سرکوبگریها و تعقیب و بگیر و ببند هر روزه ی فعالین و پیشروان کارگری نه تنها طبقه ی کارگر ایران را مرعوب نکرده است، بلکه امید به تغییر در قلب جنبش کارگری همچنان شعله می کشد. این مبارزات در همانحال که اهرم تعیینکنندهای برای تحقق خواستها و مطالبات فوری جنبش کارگری هستند، بستر اصلی رشد آگاهی طبقاتی و سازمانیابی کارگران برای ایفای نقش در رویارویی های سرنوشت ساز آینده می باشند. تداوم بیوقفهی مبارزات کارگران آن مکانیسمی است که روحیهی مبارزه جویی را دامن میزند، دیگر جنبش های پیشرو اجتماعی را متوجه نقش طبقه کارگر می کند و افق روشن انقلاب و سرنگونی انقلابی رژیم جمهوری اسلامی را پیشاروی جامعه قرار می دهد.

آخرین سخن روز