ارسال

قوه قضائیه، ارگان صدور احکام اعدام ،حبس ،شکنجه و ارگان فساد مالی


2017-04-04 | ۱۳۹۶-۰۱-۱۵

انتشار فیلم سخنان احمدی نماینده زنجان مجلس رژیم در روزهای آخر اسفند در مورد قوه قضائیه در صحن علنی مجلس نمایش کوچکی از آن فاجعه ای است که در قوه قضائیه حاکم است. احمدی علاوه بر پست نمایندگی، قائم مقام وزیر صنعت ، معدن و تجارت، معاون اداری و مالی وزیر بازرگانی، رئیس دبیرخانه شورای عالی نظارت بر اتاق بازرگانی، صنایع و معادن و کشاورزی را هم یدک می کشد. او یک اصول گراست و فارغ از اینکه آیا انتخابات پیشارو و جدال بین باندهای اصول گرا او را وادار به این سخنان نموده است و یا هرانگیزه ی دیگری، تفاوتی در این امر نمی کند که سخنان او بخشی از جوهر به غایت ارتجاعی جمهوری اسلامی را برملا می سازد. او در فرازهایی از سخنانش می گوید " بزرگ بودن قوه ی قضائیه ی هر کشوری موجب سرشکستگی آن کشور است. سالی چهل هزار متر مربع قوه ی قضائیه می خواهد ساختمان بسازد برای چه؟ باید ناکارامدی قوه ی قضائیه را یک جای دیگر درست کنند. ما مدرسه ای داریم که شاگردان توی کانکس درس می خوانند، توی کپر درس می خوانند. ساختمان بسازید، زندان بسازید غلط است آقا، چه کار می خواهید بکنید؟ زندانی بچه اش کفش نداره، زندانی بچه اش مدرسه نداره بره. مگر هشتاد میلیون نفر را می خواهیم بکنیم زندان. یک نفر به من نرسیده که بگه از عملکرد قوه ی قضائیه راضی است. آنوقت می خواهیم این قوه ی قضائیه را مورد لطف قرار دهیم. اجازه نداریم پول ملت را بدهیم، ویلا بسازند، ساختمان بسازند. برای چه؟ زندانها را باید کم کنیم. اول انقلاب قرار بود زندان را کم کنیم به جاش مدرسه بسازیم. اول انقلاب ده هزار نفر زندانی داشتیم. حالا دویست وبیست هزار نفر.. "

باید به این نماینده ی مجلس رژیم گفت که این دستگاه فاسدی که او خواهان "کارامد شدن" آن است، زاده ی همین رژیم بوده و در دامن آن پرورش یافته است. این دستگاه قتل، اعدام، شکنجه، زندان و فساد در کارنامه ی خود، جنایات بیشماری دارد. تاریخ فراموش نخواهد کرد که هزاران نفر از کمونیست ها و آزادیخواهان در بازجویی های چند دقیقه ای به حکم جلادان این قوه اعدام گشته و در زیر شکنجه بدنهایشان تکه پاره شد، به زنان تجاوز کردید و کودکان خردسال در زندانها به دست اوباشان حزب الهی و شکنجه گران سپرده شدند. مگر نه اینکه از همان ابتدای سال 60 در یک حیرت همگانی بگیر و ببندها آغاز شد. مگر نه اینکه بگیر و ببندها آنچنان گسترده بود که در مدت کوتاهی زندانها لبالب شده و پادگانها را به زندان تبدیل کردند. و چون همه ی اینها کافی نبود زندانهای جدید ساختند. " ساختمان سازی" قوه ی قضائیه که نماینده ی مجلس رژیم از آن شاکی است ساختمان مسکونی و یا ویلا نیست ، زندان برای به بند کشیدن مردم است.

قوه ی قضائیه ارگان صدور همه ی احکامی است که در طول عمر این رژیم به نیستی انسان همت گماشته است. وقتی اعلام می شود که در سال گذشته میلادی به تناسب جمعیت ، جمهوری اسلامی بالاترین شمار اعدامها را داشته است. وقتی اعلام می شود ایران مقام نخست را در دستگیری روزنامه نگاران، وبلاگ نویسان و سانسور مطبوعات را دارد. وقتی در سال 93 ، هفده کارگر معدن آقدره شلاق می خورند. وقتی در روزهای پایانی سال 95 یک کارگر معدن سنگ آهن بافق به " اتهام اخلال در نظم عمومی" حکم شلاقش تایید می شود. وقتی هزاران زندانی در زندانهای جمهوری اسلامی در انتظار اعدام به سر می برند. وقتی مسئولان زندان "فشا فویه" بیش از سه ماه است که حدود چهل و پنج زندانی را در سالنی دربسته و مجزا از سایر زندانیان نگهداری می کنند. وقتی مسئولین زندان زاهدان برای انتقال زندانیان از بندی به بندی دیگر یک میلیون تومان دریافت می کنند. وقتی باوجود اینکه پزشک قانونی زندان، وضعیت وخیم بهنام ابراهیم زاده را تایید کرده و خواستار اعزام وی به مراکز درمانی خارج از زندان می شود ولی دادستانی با اعزام وی مخالفت می کند و بنا به گفته همسرش اگر تا پایان ماه فروردین مسئولین برای درمان وی اقدام نکنند دست به اعتصاب غذا خواهد زد. وقتی چهارتن از بازداشت شدگان زندان کهریزک در سال 88 در اثر شکنجه و شدت جراحات کشته می شوند. وقتی 32 زندانی سیاسی زندان اوین در نامه ای به گزارشگر ویژه سازمان ملل و همچنین رئیس شورای حقوق بشر این سازمان می نویسند: " عدم رعایت حریم خصوصی و حقوق شهروندی، فقر و ناعدالتی، نبود آزادی بیان و اندیشه و بازداشت مکرر جوانان، دانشجویان، معلمان و اساتید و نخبگان، صدور احکام اعدام و حبسهای سنگین که توسط دادگاههای تشریفاتی که از سوی وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران کنترل می شوند و قضاتی مانند صلواتی و مقیسه که عروسک و ماشین تایپ و امضاء آن هستند " . وقتی هم بندی های محمد عبدالهی زندانی سیاسی که سحرگاه یکی از روزهای مردادماه در زندان ارومیه به دارآویخته شد، می گویند " رفیقمان را جلوی چشممان بردند" و او در آخرین پیام کوتاهش از انفرادی به یک زندانی دیگر می گوید " آقا عثمان خیلی دوست داشتم ببینم آن کبوتری که لای سقف باشگاه می نشیند را بالاخره می توانی آزاد کنی یا نه"، که حکایت عمیقترین احساس انسانی او حتی در لحظات آخر زندگی اش برای آزادی یک کبوتر است. وقتی دو مدیر بانک ملی ایران خبر از وجود شصت و سه حساب رئیس قوه ی قضائیه در رابطه با وثیقه هایی که زندانیان به قوه ی قضائیه می سپارند، داده و می گویند بهره این پولها برابر بیست میلیارد تومان در ماه و دویست و پنجاه میلیارد تومان در سال است و هردوی این مدیران به خاطر افشای این فسادمالی در زندان به سر می برند، در این صورت باید به این نماینده مجلس ارتجاع رژیم گفت که قوه ی قضائیه را نباید "کارامد" کرد. قوه ی قضائیه را باید با خود این رژیم محو و نابود کرد.

باید به او گفت که زندان و زندانی بخشی جدایی ناپذیر از یک مناسبات اجتماعی-اقتصادی است که جهت حفظ مناسبات استثمارگرایانه و ستمگرانه به نهادی برای سرکوب و به بند کشیدن مردم نیاز دارد. رهایی از زندان و زندانی در گرو نابود ساختن این مناسبات استثمارگرایانه وستمگرانه است.

آخرین سخن روز