ارسال

بایکوت انتخابات، پاسخ شایسته مردم به پرونده پر از فساد و جنایت کاندیداها


2017-05-15 | ۱۳۹۶-۰۲-۲۵

انتخابات در جمهوری اسلامی همواره دو کارکرد اصلی داشته است، اول، نمایش مشروعیت رژیم. نمایشی که همه جناح های رژیم به یکسان به آن نیاز دارند. هر چقدر مردم بیشتر در این نمایش انتخاباتی شرکت کنند، کار جمهوری اسلامی در قانونی کردن سلب حقوق مردم ناراضی و تداوم این حاکمیت، آسانتر خواهد بود.

دوم، تعیین آرایش سیاسی جناح بندی های درون رژیم. اگر سخن بر سر غیر دمکراتیک بودن پروسه انتخابات، دخالت "شورای نگهبان" و رد صلاحیت ها و تقلب در رای گیری و مواردی از این قبیل در میان هست، همه این موارد به نقض قواعد بازی در میان خود جناح های حکومتی مربوط میشود. اینکه آیا آنها قواعد توافق شده رقابت بین همدیگر را رعایت خواهند کرد، یا از همدیگر پشت پا می گیرند و به تقلبهای رایج متوسل می شوند، بر میگردد به تشخیص نیروئی که کار مهندسی کردن انتخابات در بالاترین سطح و مستقل از تمایل این یا آن جناح هدایت می کند. این نیرو سپاه پاسداران است و تصمیمات کلان در این مورد در دایره سیاسی سپاه صورت می گیرد. آنچه که این روزها در مناظره ها و تبلیغات انتخاباتی کاندیداها شاهد آن هستیم، سناریوی کم و بیش توافق شده ای است که برای تامین نیاز نخست سازمان داده شده است.

جناحی که قدرت اصلی رژیم را در دست دارد، هیچ مشکلی با نتیجه ی انتخابات ندارد. نتیجه را هر چه خواستند همان را از صندوق در می آورند. هیچ نیرو و ناظر مستقلی هم نیست که بر این پروسه نظارتی داشته باشد، خودشان می برند و خودشان هم می دوزند. اگر خواستند اصلاح طلبان درون رژیم بر سر کار بیایند، چشمپوشی میکنند، مانند دوره خاتمی، اگر نخواستند انتخابات را مهندسی میکنند، مانند دوره ی احمدی نژاد. بنابر این مسئله بر سر نتیجه نیست. مسئله بر سر چگونگی پیشبرد  پروسه ی کار است. این پروسه بایستی به نحوی پیش برود که که مردم با هر حیله ای به پای صندوقهای رای کشانده شوند و در عین حال در نتیجه زیاده رویهائی در تبلیغات، کنترل از دستشان خارج نشود. در انتخابات سال 1388 از یک طرف دستگاه رهبری رژیم به این نتیجه رسیده بود که "میر حسین موسوی" شخص مناسبی برای قرار گرفتن در این موقعیت نیست و از طرف دیگر با معضل تفاوت بسیار چشمگیر در آرائی روبرو بودند که به صندوقها ریخته شده بود. در آن دوره چون نیروی اعتراض مردم را دستکم گرفته بودند، دست به تقلبی آشکار زدند و احمدی نژاد را از صندوق درآوردند. اما بنظر می رسد در این دوره با چنین مشکلی روبرو نیستند. اکثریت مردم دریافته اند که همه سرو ته یک کرباسند و اینبار کسی دنبال" رای من کو؟" راه نخواهد افتاد. این روزها یکی از محورهای تبلیغات روحانی بر علیه رئیسی این است که تلویحا وی را به عنوان عامل کشتار زندانیان سیاسی در سال 1367 معرفی می کنند. مردم حق دارند به ریش آقای روحانی بخندند وقتی می دانند یکی از اعضاء سه نفره کمسیون مرگ مصطفی پور محمدی وزیر کابینه خود وی بوده است و یا خود وی سالها در مقام عضو شورای عالی امنیت ملی از برنامه ریزان همینگونه جنایتها بوده است. یا وقتی خود روحانی به قالیباف می گوید "اگر بموقع پرونده تو را رو می کردم، امروز تو این جا نبودی"، روحانی باید شعور مردم را دستکم گرفته باشد که این سخن را امتیازی برای خود به حساب بیاورد.

اما مناظرات تند کاندیداها بر علیه همدیگر، با هر نیتی سازماندهی شده باشد، نشان از تیره شدن افق بقای رژیم در نگاه جناحهای مختلف دارد. هیچکدام از جناحها راه حلی برای خروج از بحران حکومتی که رژیم جمهوری اسلامی را دربر گرفته است، ندارند. کلمات تندی که این روزها کاندیداهای ریاست جمهوری بر علیه همدیگر رد و بدل می کنند، واقعیات نگفته ای را که در مورد همدیگر رو می کنند، اگر از یک طرف در خدمت بازار گرمی برای نمایش انتخاباتی قرار دارد و به همین دلیل از آن چشم پوشی می شود، در همان حال نشان از فساد گسترده و عمیقی دارد که سرتا پای این رژیم را فرا گرفته است.

خامنه ای به عنوان شخص اول رژیم، در عین اینکه بر خاصیت فریبکارانه اینگونه تبلیغات کاندیداها بر علیه همدیگر واقف است، نگرانی خود را از نتیجه این بازی پنهان نمی کند. وی می گوید: "دشمن سه هدفِ کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت را برعلیه ما در دستور کار خود قرار داده است. هدف کوتاه مدت برهم زدن امنیت کشور و ایجاد آشوب و فتنه در جریان انتخابات است. هدف میان مدت اقتصاد و معیشت مردم است و هدف سوم و دراز مدت مقابله با اصل نظام اسلامی است که از طریق تغییر رفتار نظام تعقیب می شود."

خامنه ای با علم بر مشکلات و معضلات واقعی مردم مناطق محروم و ملیتهای تحت ستم و اطلاع از تنفر و انزجار آنها از رژیم اسلامی، مزورانه ستم و تبعیض و نابرابری ها را " گسلهای اعتقادی و زبانی و قومی" نام می نهد. خامنه ای درعین حال در آن سخنرانی به روی مردم آن مناطق نیز شمشیر کشید که چنانچه علیه "امنیت کشور " قیام کنند با واکنش سخت مواجه خواهند شد.

اما نگرانی اصلی خامنه ای خیزش و قیام توده های مردم ایران برعلیه وضعیت معیشتی فلاکت باری است که حاکمیت سرمایه داری اسلامی برای مردم به ارمغان آورده است .از این رو خامنه ای سناریوی دومش را" اقتصاد و معیشت مردم "نام گذاری می کند و آنرا "هدف میان مدت دشمن" می داند.رهبر رژیم در توضیح این سناریو گفت " در طراحی بدخواهان، اقتصاد کشور نباید حرکت کند، معیشت مردم باید لَنگ بماند، کار و تولید رونق نگیرد و بیکاری به عنوان یک بلا باید عمومیت پیدا کند تا در نهایت، مردم از جمهوری اسلامی ناامید شوند." اما دشمنی که خامنه ای توصیف می کند کسی جز توده های مردم عاصی و به جان آمده ایران از دست این نظام جهل و جنایت اسلامی سرمایه نیست. تهدیدها و شاخ وشانه کشیدن های خامنه ای نه نشانه قدرت بلکه دلیل اوضاع آشفته رژیم و حتی ترس از سایه خود است. بایکوت گسترده انتخابات فرمایشی، خودداری از حضور در پای صندوقهای رای، پاسخ شایسته مردم به تهدیدات خامنه ای است.

آخرین سخن روز