ارسال

مناظره کاندیداها ریاست جمهوری و انتخاب مردم


2017-05-16 | ۱۳۹۶-۰۲-۲۶

روز جمعه بیست ودوم اردیبهشت آخرین پرده نمایش سه پرده ای مناظره کاندیداهای دستچین جمهوری اسلامی به صحنه آمد .این نمایش سه پرده ای باید هم تنور انتخابات را گرم میکرد و هم باید در خدمت این افکارسازی قرار میگرفت که گویا مردم با رفتن به پای صندوقهای رای و انتخاب یکی از این کارگزاران رژیم میتوانند سر نوشت خود و جامعه را رقم بزنند. همزمان البته سران رژیم از خطر اینگونه مناظره ها در جامعه ای که در بحران عمیق به سر برده و خطر انفجارات توده ای زیاد است، بیهراس نبودند. اینگونه مناظره ها برای رژیمی که رژیم کشتار، رژیم به فقر کشاندن مردم، رژیم سرکوب آزادیها، رژیم آپارتاید جنسی، رژیم ایجاد و گسترش میلیونی حا شیه نشینان و همه مصائب و آلامی است که از زمان به قدرت رسیدنش به مردم روا داشته است، میتواند زمین مین گذاری شده باشد. بی جهت نبود که همزمان با نیاز رژیم به گرم کردن تنور "انتخابات" از زبان مقامات مختلف محدودیتها و خطوط قرمزی را که کاندیداها باید رعایت کنند، بیان میشود.خطیب نماز جمعه تهران چند ساعت پیش از برگزاری اولین مناظره به کاندیداها هشدار داده بود که " اگر سخنانشان نظام را تضعیف کند حرام است". پیش از مناظره دوم نیز امام جمعه موقت تهران به کاندیداها توصیه کرد که از "اظهارات و حرکاتی که این جامعه را تکان میدهد" بپرهیزند. دو روز پیش از مناظره سوم اینبار خود خامنه ای هم وارد گود شده وهشدار میدهد که "گسلهای اعتقادی، جغرافیائی، زبانی و قومی کشور را تحریک نکنید و گرنه سیلی میخورید". ولی با وجود همه این توپ و تشرها کارنامه جمهوری اسلامی و مهره هایش بسیار فاجعه بارتر از آن است که بتوان با این خط و نشان ها جدال بین جناحها را آنچنان سازمان داد که هم تنور "انتخابات" گرم شود و هم خط قرمزهای نظام دور زده نشود. اما میدانیم که یکی از کارکردهای "انتخابات" در جمهوری اسلامی تقسیم قدرت بین جناحها و باندهای درون حکومتی میباشد و اینکه هرکدام از جناحها چه سهمی از قدرت و چه سهمی از ثروت های جامعه را به غارت ببرند، که خود را یا در شکل مهندسی کردن انتخابات و یا در شکل تخریب رقبا نشان میدهد. از اینرو افشاگریهای انجام شده در این مناظرات قبل از هرچیز بیان آشکار جدال باندها بر سرسهم خواهی بیشتر است. در این افشاگریها اما سرنوشت مصیبت بار زندگی و معیشت توده های میلیونی مردم نقشی ندارد. چرا که همه اینها بدون استثنأ در طول سی و هشت سال گذشته در تمام جنایتها و سرکوبهای رژیم و در غارت اموال عمومی و به فقر کشانده مردم سهیم بوده اند. آنچه که آنان در مناظره هایشان طرح کردند تنها گوشه کوچکی از شرایط مصیبت باری بود که میلیونها تن از مردم هر دقیقه و هر ساعت در زندگی روزمره خود با آن دست به گریبانند. کاندیداها خوب میدانند که هچگونه راهی برای حل مشکلات این جامعه ندارند. با وجو این با بیشرمی تمام، جناح رقیب را مسئول این نابسامانی معرفی میکنند. فقط کافی است که به برخی از سخنان اینان در مناظره هایشان گوش داد تا ابعاد این بیشرمی روشن شود.

بطور نمونه جهانگیری با اشاره به ماجرای واگذاری املاک نجومی در سال گذشته از سوی شهرداری تهران به قالیباف میگوید : "املاک مردم را چه کردید ؟ دو هزار و دویست میلیار تومان املاک مردم را بخشیدید و گفتید که سی ساله پولش را بدهند". قالیباف هم حمله را متوجه دولت روحانی کرده و میگوید: "بیش از سه میلیون واحد مسکونی خالی داریم که که متعلق به چهار در صد رانت خوار جامعه است ". رئیسی هم میگوید : "مردم را باید توانمند کرد تا مسکن تهیه کنند و بافت فرسوده خودشان را بازسازس کنند." پرسیدنی است وقتی حداقل مزد یک چهارم خط فقر است، وقتی بسیاری از معلمان دو شغله هستند، وقتی حقوق باز نشستگان یک سوم خط فقر است اینها جمعیتی نزدیک به پنجاه میلیون نفر راتشکیل میدهند، در اینصورت صحبت از توانمندی کدام مردم است.

قالیباف میگوید اگر بخواهیم پنج میلیون شغل ایجاد کنیم و وضعیت معیشت اشتغال را متحول کنیم باید در نظام گمرگی پولی تحول ایجاد کنیم. "قالیباف بهتر از همه میداند که بیش از همه این سپاه پاسداران است که از یکصو چهارده اسکله رسمی کالای قاچاق وارد میکند. بیجهت نیست که "هاشمی طبا" یکی دیگر از کاندیداها این سوال را به وسط پرتاب میکند که "برادرانی که اطلاعات مهمتر دقیقتر دارند بگویند این یکصد و چهارده اسکله برای کیست ؟ روحانی هم توپ را به دروازه رئیسی شلیک کرده و میگوید : "یکطرف آن پرونده دو هزار میلیاردی یک مقام دولتی بود که الان درستاد شماست. او با چند نفر دیگر با تاسیس یک شرکت بهزیست، بنیاد تحت پوشش امور خیریه، اقدام به قاچاق کالا میکرده است. "

اوج بیشرمی زمانی است که رئیسی مدافع آزادی شده و میگوید : " انتقاد، رمز تضمین سلامت فرد، جامعه و دولت است. حق شهروندی این است که افراد سخن خود را بگویند. "جهانگیری خطاب به او میگوید : " انگار نه انگار اینها بودند که مطبوعات را فله ای توقیف میکردند و اعدام میکردند". او البته گویا فراموش میکند که اگر رئیسی جزو هیات سه نفره منتخب خمینی در قتل عام سال شصت وهفت است، نفر دیگر این کمیته یعنی مصطفی پور محمدی همکار او در کابینه روحانی است.

اگر رئیسی و قالیباف با وعده افزایش یارانه ها به دویست و پنجاه هزار تومان میخواهند بخش از مردم به حاشیه رانده شده را به پای صندوقهای رأی بکشانند، اگر روحانی میگوید : "مردم باید انتخاب کنند : دولتی که میخواهد هم چیز را با کمک مردم حل کند و یا دولتی که با مداخله و انحصار میخواهد مسایل را حل کند، در برابر دو راه حل قرار داریم شعار و وعده ویا عمل و اجرا؟ ما میگوئیم ذره ای جوهر انسانی در استراتژی و برنامه های اینان موجود نیست و درست از این زاویه مردم نباید با شرکت در این نمایش انتخاباتی به این رژیم سراپا فساد و جنایت مشروعیت ببخشند. راه حل مردم رفتن به پای صندوقهای رأی و اتنخاب هیچکدام از اینها نیست. راه حل مردم عدم شرکت در اینگونه نمایشها و تدارک سرنگونی انقلابی این رژیم است.

آخرین سخن روز