ارسال

جمهوری اسلامی در پیکار با جوانان سرش به سنگ خواهد خورد


2017-05-03 | ۱۳۹۶-۰۲-۱۳

در خبرهای روز گذشته آمده بود که در دو مهمانی شبانه در شهرهای "قم و اهواز" دستکم 140 نفر توسط نیروی انتظامی، دستگیر و روانه زندان شده اند. حمله پلیس ایران به مهمانی‌های خصوصی و پارتی‌های شبانه در ماه‌های گذشته ابعاد گسترده‌ای یافته است. حدود دو هفته پیش نیز رسانه‌های ایران از دستگیری بیش از ۳۵ دختر و پسر جوان در منطقه باغ بهادران اصفهان خبر دادند. گزارشهایی که در این زمینه در مطبوعات داخل کشور انتشار می یابند حاکی است که این نوع از دستگیری در ماه‌های گذشته روندی صعودی داشته است.
دشمنی جمهوری اسلامی با شادی و نشاط جوانان، یک دشمنی ریشه دار است. تمام آنچه که رنگی از شادی و شور جوانی بر خود دارد، مورد نفرت رژیم اسلامی است. همه آنچه که طی 38 سال گذشته در این زمینه به دست آمده است، به نیروی اعتراض و مقاومت بر این رژیم تحمیل شده است.اما کودنی سران این رژیم در این است که حتی از تجربه مستقیم خود طی دوران حاکمیتشان درس نمی گیرند. آخرین سنگری که در این زمینه در آن مقاومت کردند، جلوگیری از برگزاری کنسرت موسیقی بود، مقاومتی که مفتضحانه در آن شکست خوردند. اعمالی نظیر آنچه که در خبرها آمده بود، چیز جز کینه جوئی کور نسبت به جوانانی نیست که جمهوری اسلامی در مصاف با آنها خود را شکست خورده می بیند.
رژیم جمهوری اسلامی مدام در تدارک انتقام جویی از جوانانی است که در دوران مدرسه و دبیرستان نتوانسته است آنان را مطابق الگوی خود، خشک مغز و توسری خور و ضعیف النفس بار بیاورد. در واقع تمام سرمایه گذاری رژیم اسلامی طی 38 سال گذشته در این زمینه بر باد رفته است. رژیم اسلامی پروژه های متعددی را تحت عنوان "مبارزه با تهاجم فرهنگی غرب" برای تسلط بر جسم و روح جوانان به مورد اجرا گذاشت، اما همه این پروژه ها در مقابل موج حرکت رو به پیش جامعه چون حبابی ترکیدند.
جوانان ایران اگر بیکارند و اگر از ابتدایی ترین فرصت ها برای بهره مند شدن از مزایای طبیعی دوره جوانی خود محرومند، اما، تسلیم وضع موجود نشده اند و راه مبارزه با این رژیم را در پیش گرفته اند. مبارزه و مقاومت دختران و پسران آزاده، علیرغم صرف هزینه های کلان و اقدامات سرکوبگرانه، رژیم را با ناکامیهای سختی روبرو کرده است. جمهوری اسلامی هر چه را که در توان داشت، انجام داد تا نسل جدید را عقب مانده، سرافكنده، سربزیر و مطیع بار آورند. اما می بینیم کودکان و نوجوانانی که تفریح شان را مسابقات از بر کردن چهل حدیث و قرائت قرآن قرار داده بودند،  امروز چگونه از هر آنچه که بوئی از مذهب داشته باشد گریزان شده اند.  به شمار ناچیز جوانانی که پشت سر امامان جمعه ردیف شده اند نگاه کنید، تا کارنامه جمهوری اسلامی را در اشاعه خرافات و عقب ماندگی ببینید . جمهوری اسلامی برای مثال 12 سال تحصيلي و بیشتر را در مراکز آموزشی به شستشوی مغزی جوانان مشغول میشود و هنوز مجبور میگردد برای تحمیل اموری نظیر پوشش اسلامی به آنها و محروم کردنشان از گردش و تفریح، انواع طرح های کنترل کننده راه بیاندازد.
جوانی که بهترین سال های عمرش در مدرسه و دبیرستان و دانشگاه تحت فشار آموزش های ضد علمی و ارتجاعی صرف شده، جوانی که حتی آزادی انتخاب پوشش از وی دریغ شده است، جوانی که به خاطر کوچکترین اعتراض به مصائب و مسائل سیاسی و اجتماعی به زندان می رود و شکنجه می شود، جوانی که از حق اولیه معاشرت انسانی با جنس مخالف خود محروم می گردد، جوانی که تحصیلات دبیرستانی و دانشگاهی او نه تنها دریچه های جدیدی برای زندگی بهتر به روی وی نگشوده است، بلکه تحصیلاتش برای پیدا کردن کار وبال گردنش شده است، کارگر جوانی که رنج زندگی و معیشت،کودکی و نوجوانی و جوانی او را تباه کرده است و زیر سلطه این رژیم افق روشنی هم بر روی آینده خود نمی بیند، جوانی که چند ساعتی را با همسالان خود به شادی و تفریح می پردازد ، این چنین مورد حمله نیروهای پلیس رژیم قرار می گیرد. آری واقعیات سرسخت زندگی چنین جوانی بطور اجتناب ناپذیری عاصی و معترض بار می آورد. اگر این اعتراض به آگاهی و سنتهای پیشرو مبارزاتی متکی شود، اگر این اعتراض به بخشی از مبارزات آگاهانه طبقه کارگر برای خلاص شدن از سلطه نظام استثمارگرانه موجود، تبدیل گردد، در واقع جوان محروم در جامعه ایران راه رهائی خود را یافته است. جوانان ایران دست آوردهای بزرگی در حفظ آزادگی و آزاد اندیشی داشته و دارند. باید این دستاوردها را پاس داشت و جوانان را کمک کرد تا در غنا و ارتقاي آنها بکوشند.

آخرین سخن روز