ارسال

رژیم اسلامی و معضل تنور سرد نمایش انتخابات


2017-05-04 | ۱۳۹۶-۰۲-۱۴

در حالی که دو هفته بیشتر به برگزاری نمایش انتخابات ریاست جمهوری و شورای اسلامی شهر و روستا در ایران باقی مانده است  و روزنامه های و مطبوعات دولتی همگی با سراسیمگی مشغول بازار گرمی برای این خیمه شب بازی ها هستند. در این کارزار نمایش انتخاباتی افشاگری در مورد برنامه و عملکرد اقتصادی کاندیداهای رقیب به عنوان حربه ای برای گرم کردن تنور سرد "انتخابات" و جلب آراء آن بخش از مردم که هنوز در این توهم هستند، از طریق صندوق آراء می توانند نقش سیاسی ایفا کنند بکار گرفته شده است.

حسین شریعتمداری نماینده ولی فقیه در روزنامه کیهان در انتقاد از حسن روحانی نوشته: چرخ نزدیک به ۲۰ هزار سانتریفیوژ می‌چرخید ولی دولت شما بیش از ۱۲ هزار سانتریفیوژ را از چرخش انداخت و چرخ اقتصاد نیز ماجرای دیگری دارد. نماینده ولی فقیه در ادامه می نویسد: آقای رئیس جمهور می‌فرمایند "از رکود تورمی فاصله گرفته‌ایم"، که باید پرسید؛ "در کدام عرصه اقتصادی از رکود فاصله گرفته‌ایم؟ تعطیلی نزدیک به ۶۰ درصد کارخانه‌ها و مراکز تولید، بیکار شدن انبوهی از کارگران، رکود فاجعه‌آمیز در بخش مسکن؟"

آن بخش از روزنامه های وابسته به جناج اصلاح طلبان و میانه روان حکومتی هم که قالیباف را رقیب اصلی روحانی می دانند افشاگری در مورد وی را در مرکز تبلیغات خود قرار داده اند. سعید شیرکوند در مقاله ای در روزنامه "ایران" ضمن اشاره به شعارهای عوامفریبانه در مبارزات انتخاباتی بدون نام بردن از باقر قالیباف نوشته نامزدی مدعی می‌شود که در اثر مدیریت نظام جمهوری اسلامی، امروز کشور دارای ۴ درصد جمعیت رانت‌خوار، زالوصفت، ثروتمند و برخوردار از همه امکانات است و در مقابل آن ۹۶ درصد جامعه در محرومیت، فقر و بدبختی قرار گرفته‌اند. روزنامه ابتکار در سرمقاله خود نوشته: قالیباف به عنوان کسی که سال‌ها شهردار تهران بوده است، درباره دادن مجوزهای ساختمانی به سرمایه‌داران و بساز و بفروش‌هایی که آن‌ها را ۴ درصدی می‌خواند در مظان اتهام قرار دارد. و قالی باف را با ادبیات تند و تهاجمی‌اش به ترامپ تشبیه کرده است. در مورد رئیسی گفته می شود که مانند طوطی حرفهای خامنه ای در مورد اقتصاد مقاومتی را تکرار می کند.

در این میان آنچه روشن است پیامدهای بحران همه جانبه اقتصادی و فقر و فلاکتی که به اکثریت مردم ایران تحمیل شده و درماندگی جناح های حکومتی در پایان دادن به این وضعیت فاجعه بار، به عاملی تبدیل شده تا رسانه های حکومتی زیر سایه آن بخشی از کارنامه جنایتبار کاندیداها را پنهان کنند. اصلاح طلبان و اعتدال گرایان حکومتی که خود یک پای تمام جنایات رژیم جمهوری اسلامی بوده اند کارنامه ابراهیم رئیسی که در جریان اعدام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ عضو "هیات مرگ" بود و نقش مستقیمی در اعدام هزاران زندانی سیاسی در این دوره بر عهده داشت را بخشی از کارنامه خود و رژیم می دانند. کارنامه دولت روحانی در زمینه افزایش 30 در صدی آمار اعدام ها و تشدید بگیر و ببند فعالان جنبش های اجتماعی، وبلاگ نویسان و فعالان مدنی و شلاق زدن فعالان جنبش کارگری در راستای تأمین امنیت ملی تلقی می شود . قالیباف که یکی از فرماندهان سپاه پاسداران و نیروهای انتظامی بوده و در جنایات این نیروها علیه مردم شریک است و سواستفاده‌های نجومی وی در دوره ای که شهردار تهران بوده زبانزد خاص و عام است و یا کارنامه میرسلیم در زمانی که وزیر ارشاد بود به جلاد کتاب و روزنامه معروف بود، همه اینها از آنجا که بخشی از کارنامه مشترک جناح های حکومتی هستند بایگانی شده اند. رسانه های وابسته به هر دو جناح حکومتی با تکیه بر این افکار پوسیده و ارتجاعی که نظام اسلامی را مظهر وحدت اخلاقی و سیاسی و مظهر اراده مردم به شمار می آورند، همه جنایات رژیم را توجیه می کنند.

در میان این جار و جنجال تبلیغاتی برای نمایش انتخابات ریاست جمهوری و در شرایطی که فساد نهادینه شده در شوراهای اسلامی شهر و روستا این نهادها را بیش از هر زمان دیگر بی اعتبار کرده است و غیر از عوامل رژیم و افراد سودجو که از صافی حکومت عبورکرده اند افراد دیگری در این رقابت ها حضور ندارد، دل بستن به ایفای نقش از طریق صندوق رای توهمی بیش نیست.

کارگران، مردم آزاده ایران می دانند در نظام جمهوری اسلامی، در شرایطی که از آزادی عقیده و بیان و مطبوعات خبری نیست، در شرایطی که آزادی ایجاد تشکل و فعالیت احزاب سیاسی وجود ندارد، در شرایطی که هر گونه ندای حق طلبانه با زندان و شکنجه و اعدام پاسخ می گیرد، در این شرایط مکانیسم "انتخابات" هیچ ربطی به دخالت آزادانه مردم در  تعیین سرنوشت جامعه ندارد. در این کارزار تبلیغاتی، جناح های مختلف رژیم  می خواهند با کشاندن مردم به پای صندوق های رای، به تداوم حاکمیت جمهوری اسلامی مهر مشروعیت انتخاباتی بکوبند. در این نمایش انتخاباتی اینکه کدامیک از کاندیداهای عبور کرده از صافی شورای نگهبان برای چهار سال دیگر زمام امور را در دست می گیرند برای کارگران و مردم به جان آمده فرقی نمی کند. هر کدام این کاندیدا ها کارنامه ای پر از جنایت علیه مردم دارند. اگر حق انتخاب آزادانه و واقعی با مردم بود، مردم آنها را محاکمه می کردند.

  شرکت در این نمایش انتخاباتی یعنی مشروعیت دادن به رژیمی که محصول سرکوب خونین انقلاب توده های مردم است، یعنی مشروعیت دادن به رژیمی که دستمزدهای چهار مرتبه زیر خط فقر را به اکثریت کارگران تحمیل کرده است، یعنی مشروعیت دادن به تداوم موج اعدام ها، یعنی مشروعیت دادن به سیاست اعمال تبعیض جنسی و تحقیر هر روزه زنان، یعنی مشروعیت دادن به بگیر و ببند فعالان جنبش های اجتماعی، یعنی مشروعیت دادن به تداوم ستمگری ملی، یعنی مشروعیت دادن به حاکمیت افکار پوسیده مذهبی، یعنی به بند کشیدن حقوق فردی و اجتماعی جوانان، یعنی مشروعیت دادن به هزار و یک محرومیت دیگر.

مردم آزاده ایران، اگر خواهان پایان دادن به این مصائب و بی حقوقی ها هستید، اگر خواهان آزادی و برخورداری از یک زندگی مرفه و آسوده هستید، اگر خواهان بهبود و اصلاح زندگی خودتان حتی تحت حاکمیت همین رژیم هستید، به پای صندوق های رای نروید و با نرفتن به پای صندوق های رای، عدم مشروعیت رژیم و بساط انتخاباتش را به جهانیان اعلام کنید. با نرفتن به پای صندوق ها عزم خود را برای به زیر کشیدن رژیم جمهوری اسلامی نشان دهید.

آخرین سخن روز