ارسال

پیام انتخابات فرانسه


2017-05-08 | ۱۳۹۶-۰۲-۱۸

رای دهندگان فرانسوی روز یکشنبه در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری به پای صندوقهای رای رفتند و آن کاری را کردند که بورژوازی در همه کشورها از شهروندانش انتظار دارد. هر چهار یا پنج سال یکبار به پای صندوقهای رای بروند و از میان حاکمین فردی را انتخاب کنند تا سرنوشت یک دوره از زندگی خود را به دست او بسپارند و امید واهی داشته باشند که این بخش از فراکسیون بورژوازی به مطالبات آنان پاسخ دهد. مطالباتی که سالهای متوالی بر روی هم انباشته شده اند و فراکسیون های مختلف بورژوازی پاسخی به آن نداده اند .

رای دهندگان فرانسوی به پای صندوقهای رای رفتند و از میان بد و بدتر یکی را انتخاب کردند و در این رهگذر وفاداری خود را به سنتی اعلام کردند که ایدولوگهای بورژوازی و مدیای وابسته به آنان در یک فریب عمومی به مردم باورانده اند که پاسخ مطالباتشان را از درون صندوقهای رای و فرستادن امانوئل ماکرون و یا ماری لوپن به کاخ الیزه دریافت خواهند کرد.

زمانی که این دو با پایان دوره اول انتخابات به دور دوم راه یافتند نه تنها در فرانسه که در سرتاسر اروپا هوادارانشان به رقص و پایکوبی پرداختند. ماکرون ستاره جدید در آسمان نئو لیبرالیزم اروپا با بیست و چهار و یکصدم آرا و ماری لوپن کاندیدای حزب راسیستی جبهه ملی فرانسه با بیست ویک و چهل و سه دهم در صد آرا به دور دوم راه یافته بودند. راه یافتن این دو به دور دوم انتخابات برای فرانسه کمتر از یک زمین لرزه نبود " حزب جمهوری خواه " و " حزب سوسیالیست " که متناوبا و بی وقفه از زمان ایجاد جمهوری پنجم در سال 1958 وارد کاخ الیزه میشدند ، حتی به دوره دوم نیز راه نیافتند. اکنون " جبهه ملی " فرانسه انتقام خود را از آنان گرفته بود چرا که در سال 2002 نیز در رقابت انتخاباتی ژاک شیراک از جمهوری خواهان و ژان مارین لوپن بنیانگذار جبهه ملی دو حزب فوق در یک جبهه متحد قرار گرفته و ژان ماری لوپن را شکست دادند والبته نباید فراموش کرد که همینها جاده صاف کن رشد جبهه ملی شدند.

کسب بیش از 19 درصد آرا توسط ژان لوک ملانشون کاندیدای چپ با جنبش "فرانسه تسلیم ناپذیر" نشان از این داشت که یک پتانسیل قابل توجه در جامعه جهت مبارزه برای یک بدیل دیگر موجود است . در پشت سر او بخش بزرگی از کارگران متشکل و جوانان بین 18 تا 24 سال قرار داشتند . اینان آن عملی را انجام دادند که میبایست میکردند، یعنی عدم شرکت در انتخابات دوره دوم . هر چند که چپ جامعه نتوانست کاندید خود را به دور دوم انتخابات بفرستد، ولی بدون تردید این شکست پرسشهای آزار دهنده ای را در مقابل چپ رادیکال ، در مقابل طبقه کارگر انقلابی و در مقابل جنبشهای ضد راسیستی قرار میدهد که پاسخهای خویش را میطلبند.

با پیروزی ماکرون بخش اعظم سران اتحادیه اروپا احتمالا با آرامش سربه بالین خواهند گذاشت چراکه دستکم با پیروزی وی خطر خروج فرانسه از اتحادیه اروپا را از سر بازکردند. در این میان البته سقوط حزب "سوسیالیست" فرانسه به زیر 7 درصد دستکم آنها را برای سالهای طولانی درگیر چالشهای درونی خواهد نمود. این سقوط نتیجه همه سیاستهایی بود که اولاند و کابینه های متفاوت او علیه مزد و حقوق بگیران جامعه به پیش بردند. اولاند که با شعار مقابله با "سرمایه مالی" به ریاست جمهوری رسیده بود، تعللی به خرج نداد که یک بانکدار پیشین را به عنوان مشاور مالی واقتصادی خویش برگزیده و سپس او را وزیر اقتصاد نماید. او که قول داده بود تا پیش از سال 2013 رشد بیکاری را کاهش دهد نه تنها موفق به این امر نشد و بیکاری افزایش پیدا کرد بلکه با طرح " رفورم بازارکار" هجوم وحشیانه ای را به کارگران سازمان داد. در مرکز این تهاجم افزایش ساعات کار و افزایش سن بازنشستگی قرارداشت که با اعتراضات میلیونی و متداوم اتحادیه های کارگری ، دانش آموزان و دانشجویان و اقشار مختلف مردم روبرو گشت. این تهاجم آنچنان بی رحمانه بود که حزب سوسیالیست فرانسه را دو تکه نموده و نمایندگان جناح چپ آن در پارلمان از رای دادن به طرح او خودداری کردند. اولاند مجبور گشت باتکیه به ماده 49 قانون اساسی که حقوق ویژه ای به نخست وزیر میدهد، طرح خود را عملی سازد.

ماکرون رئیس جمهور آینده عضو سابق حزب سوسیالیست فرانسه ، سالها یکی از مقامات بالای وزارت مالی فرانسه ، بعدها از عناصر مهم "اتاق فکر" سرمایه مالی فرانسه، جزء رؤسای مهم بنگاه مالی روتشیلد، مشاور اولاند در امور مالی و اقتصادی و بلاخره دو سال وزیر اقتصاد و صنعت اوبود. او برجسته ترین نماینده جناح راست سوسیال دموکراسی فرانسه است. او مبتکر کاهش مالیاتها برای سرمایه داران معادل سی تا چهل میلیارد یورو در طول سه سال بوده است . او یکی ازطراحان اصلی "رفرم بازارکار" اولاند بود. برخورد خشونت آمیز او با اتحادیه های کارگری و ناکامی های او در هدایت امور مالی، آنچنان بود که در سال 2016 اولاند او را تهدید به کنارگذاشتن از کابینه نمود .او پیشدستی کرده و خود از کابینه خارج شده و جنبش "به پیش " را به وجود آورد. با نگاهی به همین کارنامه کوتاه باید گفت که این تصادفی نبود که او تز دانشگاهیش را در مورد ماکیاولی نوشت و البته میدانیم ماکیاولی برجسته ترین سمبل آن سیاستی است که فاقد هرگونه اخلاق و وجدان بوده و منافع خود را بر فراز منافع عمومی جامعه دنبال میکند.

رای دهندگان فرانسوی با توهم انتخاب میان بد و بدتر، با گسیل ماکرون به کاخ الیزه سرنوشت خویش و جامعه را به اوسپردند تا پنج سال دیگر متوجه شوند انتخاب میان بد و بدتر راه حل پایان دادن به وضعیت مصیبت بارحاکم بر زندگی و معیشت آنان نیست. تازمانی که مردم درنیابند که سرنوشت محتوم آنان انتخاب بین بد وبدتر نیست قادر نخواهند بود که این چرخه معیوب را از حرکت بازدارند. بخش آگاه طبقه کارگر فرانسه و کمونیستهای رادیکال باید این وظیفه را به دوش بگیرند. جامعه باید درک کند که بازی در زمین بورژوازی و با ابزار بورژوازی آن میدان و ابزاری نیستند که توازن قوا میان دو طبقه متخاصم جامعه سرمایه داری را به نفع طبقه کارگر تغییر دهند.و این شاید مهمترین درس انتخابات فرانسه برای آنانی باشد که در فکر ساختن بدیلی برای نظم وارونه حاکم هستند.

آخرین سخن روز