ارسال

اهداف روز جهانی جمعیت و کارنامه جمهوری اسلامی


2017-07-11 | ۱۳۹۶-۰۴-۲۰

امروز سه شنبه یازدهم ژوئیه برابر با 20 م تیرماه روز جهانی جمعیت است.

روز جهانی جمعیت در سال 1989 میلادی از سوی سازمان ملل نامگذاری شد. تعیین تاریخ این روز با 11 ژوئیه 1987 میلادی مصادف شده بود که در آن تاریخ، جمعیت جهان از مرز پنج میلیارد نفر گذشت. اکنون جمعیت جهان به بیش از 7 و نیم ملیارد نفر رسیده است. هدف از تعیین روز جهانی جمعیت عطف توجه به دو مسئله بود. نخست آگاهی بخشیدن به جامعه بشری در مورد رشد بدون رویه جمعیت و دوم تعمق بر روی مسائل و مشکلات جوانان. بگذارید به این مناسبت نگاهی به کارنامه جمهوری اسلامی در این دو مورد بیاندازیم:

جمهوری اسلامی در سالهای دهه شصت و در طول جنگ هشت ساله ایران و عراق، با به خانه شوهر فرستادن ملیونها دختران نرسیده به سن ازدواج و قرار دادن آنها در معرض مصائب بیشمار اجتماعی و جسمانی، نرخ رشد جمعیت را به 4 درصد رساند. این سیاست اتخاذ شد تا حکومت بتواند خانواده هایی را که فرزندان جوان شان را در میدان های جنگ از دست می دادند، آرام کند و در فقدان فرزندان بزرگسال شان آنها را با بزرگ کردن فرزندان جدید سرگرم سازد، تا بدین ترتیب ماشین جنگی رژیم با خیال آسوده تری راه خود را طی کند و جوانان را به گوشت دم توپ تبدیل نماید.

در سالهای دهه هفتاد که سالهای گسترش فقر بود و بیکار سازیهای گسترده تحت عنوان تعدیل نیروی کار به اجرا درآمد، رژیم سیاست کنترل جمعیت را در پیش گرفت و سیر رشد جمعیت در این دوره کاهش یافت و به حدود یک و چهار دهم درصد رسید.

در سالهای دهه هشتاد وقتی که برای بالابردن قدرت نظامی و امنیتی و گسترش دخالت گریهای منطقه ای به منابع مالی بیشتری احتیاج داشتند، بودجه مربوط به بهداشت و درمان و تنظیم خانوده و عرصه های دیگر مرتبط با آن را کاهش دادند و این سیاست ضد مردمی را تحت عنوان لزوم افزایش جمعیت توجیه کردند. خامنه ای با صدور فرمانی هدف این سیاست را رساندن جمعیت ایران به 150 ملیون نفر تعیین کرد.

سیاست افزایش جمعیت بر اساس ممنوعیت جلوگیری از حاملگی و سقط جنین و ممنوعیت عقیم نمودن و در نظرگرفتن مجازات در نقض این موارد به اجرا گذاشته شد. این سیاست، آشکارا زن ستیز و در جهت تبدیل کردن زنان به ماشین بچه آوردن و نگهداری کودکان و خانه نشین کردن زنان بود. بسیاری از کودکان ناخواسته ای که پدران و مادرانشان قادر به نگهداری و سرپرستی آنها نبودند رها شده و در معرض انواع مشکلات و ناهنجاریها از قبیل افتادن به دام باند های مواد مخدر، تن فروشی و دزدی گرفتار شدند. کودکان بیشماری بجای مدرسه و شادی و بازی های کودکانه، سر از زندان در آورده و دچار بیماریهای روانی و عوارض دیگر شدند.

این سیاست بویژه یک تعرض علیه زنان متعلق به طبقه کارگر و اقشار محروم جامعه بود. سیاست افزایش جمعیت در ایران تنها نتیجه فوری و عملی آن قطع کمک ها و خدمات ارائه شده به مادران در جهت کنترل بارداری است. چنین سیاستی در عمل سبب می شود که آموزش های پیشگیری از حاملگی،متوقف شوند، داروها و وسایل جلوگیری از حاملگی، بعوض اینکه بصورت مجانی در اختیار مردم قرار گیرد، به بازار سیاه و قاچاق منتقل شود. این داروها نه تنها با قیمت گران بدست خریداران می رسد بلکه با کیفیت نازل و غیر بهداشتی عرضه می شود، که خود باعث عوارض دیگری بخصوص در میان زنان می گردد. سقط جنین بصورت پنهانی، در زیرزمین ها و مراکز ناسالم و با ابزار و امکانات غیر بهداشتی و در بهترین حالت توسط پزشکان غیر متخصص انجام خواهد شد که سبب مرگ و یا معلول گردیدن زنان می شود. البته نه زنان ثروتمندان و آنها که دستشان به دهنشان می رسد، چرا که آنان حتی اگر در ایران نتوانند سقط جنین کنند، حداقل در کشورهای همسایه با کمی هزینه این کار را زیر نظر پزشک متخصص و در بیمارستان یا درمانگاه های قابل اطمینان انجام می دهند و یا دارو و لوازم جلوگیری را از خارج تهیه می کنند. آنان که در این میان قربانی می شوند زنان کارگر و مردم فقیرند.

در ادامه چنین ساستی جمعیت ایران هم اکنون به مرز 85 میلیون نفر رسیده است. نزدیک به 30 درصد از جمعیت آماده به کار در ایران بیکار هستند. بیش از 7 میلیون از کودکان ایران از چرخه تحصیل خارج هستند و بیش از سه میلیون از این کودکان با دستمزد بخور و نمیر و در شرایط نبود ایمنی به کار مشغولند. بیش از نیمی از جمعیت ایران زیر خط فقر زندگی می کنند و میلیونها نفر از داشتن سرپناه و یا مسکن مناسب محروم اند و همه این محرومیت ها هم رو به افزایش هستند.

اما در زمینه عطف توجه به مسائل جوانان که یکی از اهداف روز جهانی جمعیت است کارنامه جمهوری اسلامی از این هم تیره تر است. جمهوری اسلامی طی 38 سال گذشته همواره در تلاش بوده است تا از یک سو با اجرای برنامه تفکیک جنسیتی در محیط های آموزشی، با تغییر متون کتب درسی و حذف برخی از دروس علوم انسانی در دانشگاه ها، با پادگانی کردن مدارس و دانشگاه ها و با ایجاد انواع موانع اخلاقی، جوانان را به تمکین و سکوت و بی تحرکی وا دارد و از سوی دیگر از بیم خشم و خروش این توده پرشور و پر تلاش، دائما علیه آنان خط و نشان کشیده است. رژیم اسلامی با بهره گیری از سیستم آموزش و پرورش، رسانه ها و منبرهای مساجد و غیره و با استفاده از ماشین سرکوب روحی و جسمی تلاش کرده است جوانان را در قالبهای پیش ساخته اسلامی بگنجاند و از آنان مجموعه ای انسان خرافی و مطیع بسازد. اگر چه این تلاش ها نتیجه مورد نظر رژیم را ببار نیاورده است و بر بطن یک مقاومت و مبارزه گسترده و عظیم در جامعه با ناکامی روبرو شده است، اما تاثیرات دردناک آن بر روان و جسم جوانان قابل مشاهده است. جوانی که از اوان کودکی به جای برخورداری از فضایی خلاق، آموزشی بارور و پرورشی علمی، تحت فشار احکام خرافی و فرهنگ مذهبی قرار داشته است، این زمینه در او بوجود میاید که دچار یاس شود و تمام توان خلاقه اش به کار نیفتد. چنین جوانی وقتی در مییابد که رقص و تفریحش جرم، پرداختن به هنر پیشرو برایش مجازات و ارتباط آزاد با جنس مخالف برایش گاه مرگ آور است، در صورت فقدان فضای مبارزاتی به سوی مصرف مواد مخدر تمایل پیدا می کند. وقتی پای جوانان متعلق به طبقه کارگر در میان است، بیکاری، استثمار، تحقیر، فقدان امنیت شغلی، به محرومیت های ناشی از سیستم سرمایه داری و استبداد اضافه می شود. آنجا که بحث به دختران و زنان به میان می آید، ستم ها مضاعف هم می گردند. ستم جنسیتی بر بستر ایدئولوژی اسلامی، قوانین ضد زن و دستگاههای سرکوب بار ستم بر دوش زنان و دختران جوان را دو چندان سنگینی می کند.

تا این رژیم بر سرکار باشد، این مصائب را پایانی نیست. تنها سرنگونی انقلابی این رژیم میتواند این جامعه را به سوی آزادی و برابری و رفاه رهنمون شود.

آخرین سخن روز