ارسال

هدف مجازات اعدام، نه تامین امنیت، نه اجرای عدالت، مرعوب کردن جامعه است


2017-07-02 | ۱۳۹۶-۰۴-۱۱

روز شنبه دهم تیرماه نهاد آمار "سازمان حقوق بشر ایران" اعلام کرد که موفق به ثبت ۲۳۹ اعدام در شش ماه نخست سال ۲۰۱۷ شده است، که ۱۲ نفر از آن‌ها در ملأ عام اعدام شده‌اند. لازم به ذکر است که در این نیم سال، اعدام سه کودک که در سنین زیر ۱۸ سال مرتکب جرم شده بودند به ثبت رسیده است.

اینکه اعدام شدگان از محکومین دادگاه های عادی بوده اند، نمی تواند هدف سیاسی نهفته در پشت صدور و اجرای همه این احکام را بپوشاند. اعدام زندانیان عادی و سیاسی در زندان ها، اعدام نوجوانان زیر 18 سال، اجرای مراسم اعدام در ملاءعام، شلاق زنی در جلوی چشم مردم، تشدید فشار بر فعالین جنبش های مدنی و اجتماعی، صدور احکام زندان طویل المدت برای کسانی که در چهارچوب فعالیت های علنی و حتی قانونی کار می کردند از جمله فعالین کارگری، وبلاگ نویسها و فعالین حقوق بشر، اینها همگی حلقه های زنجیر به هم پیوسته ای هستند که هدف آن کنترل جامعه در حال التهاب و غلیان به ضرب زور و سرکوب است. توجیه رژیم برای اجرای مجازات اعدام این است که گویا از این طریق اولا امنیت اجتماعی را ارتقا می دهد و ثانیا عدالت را به مورد اجرا می گذارد. هر دوی این توجیهات فریبکارانه و دروغ هستند.

در زمینه امنیت اجتماعی، اولا این خود جمهوری اسلامی است که امنیت را از زندگی مردم این کشور سلب کرده است. ابعاد اشاعه مواد مخدر از کانال های مافیایی تحت کنترل سپاه پاسداران و دستگاه های امنیتی جمهوری اسلامی به هیچ وجه با حجم فعالیت های قاچاقچیان منفرد قابل مقایسه نیست. میزان سلب امنیت از زندگی مردم توسط رژیم از طریق دخالت های مداوم در حوزه زندگی خصوصی مردم به وسیله گشت های "ثارالله" و امر به معروف و نهی از منکر و لباس شخصی ها و اخیرا مجریان فرمان "آتش به اختیار" خامنه ای، کجا با میزان ارتکاب جرائم فردی که با انگیزه های شخصی صورت می گیرند، قابل مقایسه است. اولا، جمهوری اسلامی قربانیان نظام اجتماعی ظالمانه ای را که خود بر زندگی انسان ها حاکم کرده، اعدام می کند تا مسئولیت خود را در ایجاد بستر و شرایطی که اینگونه جنایت ها مدام در آنها بازتولید می شوند، پرده پوشی کند. ثانیا تجربه همه جوامع و آمارها و اطلاعات قابل اتکا نشان می دهند که در هیچ جامعه ای امنیت مردم از این طریق افزایش نیافته است بلکه بر عکس نفس اعدام حس انتقامجویی و روانشناسی خشونت را تقویت می کند. وقتی کشتن در برابر کشتن به وسیله دولت مجاز باشد، چرا کسان دیگری ترغیب نشوند که به دست خود این به اصطلاح عدالت را اجرا کنند؟

لغو مجازات اعدام به معنای آن است که جان انسان فی نفسه ارزشمند است و با لغو مجازات اعدام بدوا جان عده زیادی حفظ خواهد شد، در حالی که اجرای این مجازات نه تنها نقشی در کاستن از میزان جنایت ندارد بلکه وقتی دولت ها قانونا دست به کشتن انسان ها تحت عنوان مجازات اعدام می زنند در واقع با کاستن از ارزش حفظ جان آدمی راه را برای تکرار آن در جامعه هموار می سازند.

توجیهاتی که در این زمینه برای مجازات اعدام وجود دارد دروغ آشکاری بیش نیستند، زیرا اولا انسان ها ذاتا بزهکار، قاتل، قاچاقچی و جنایتکار به دنیا نمی آیند بلکه این شرایط مادی زندگی اجتماعی است که آنان را به سوی بزهکاری و تبهکاری سوق می دهد و دولت ها و طبقات حاکم، مسئولین مستقیم تحمیل این شرایط مادی بر زندگی اکثریت مردم هستند. کسانی مستوجب مجازات هستند که زمینه های اجتماعی که منجر به اعمال جرم می شود را به وجود آورده اند.

اما ادعای اجرای عدالت از طریق مجازات اعدام از این هم بی پایه تر است. اگر قرار بر اجرای عدالت باشد متهم ردیف اول خود رژیم جمهوری اسلامی است، که هزاران انسان را به خاطر عقایدشان و به خاطر مبارزه برای بهبود شرایط زندگی در این جامعه کشته است و ماشین جنایت و کشتارش یک روز هم متوقف نمی شود. اجرای عدالت را چگونه می توان از چنین رژیم تبهکاری انتظار داشت؟ هدف از این اعدام ها نه اجرای عدالت بلکه وادار ساختن مردم به تمکین در برابر قدرت دولت است، قدرتی که خود مسبب جان هزاران انسان و گسترش دهها آسیب اجتماعی و سلب حقوق اولیه میلیون ها انسان است.

در همین رابطه به دو مورد دیگر از جنایات رژیمی که گویا با اعدام محکومین دادگاه های عادی در پی اجرای عدالت است بایستی پرداخت: نخست اعدام در ملاءعام. اگر افزایش شمار اعدام ها بطور کلی نقشی در کاستن از ارتکاب به جرم و جنایت در جامعه ندارد اعدام در جلوی چشمان مردم هم تفاوتی در بی ثمر بودن مجازات اعدام نسبت به اینگونه اشخاص هم ایجاد نمی کند. اما رژیم از اجرای این مراسم شنیع در جلوی چشمان مردم دو هدف ضد انسانی را همزمان تعقیب می کند، از یک طرف با اجرای این مراسم به ایجاد فضای رعب و وحشت در جامعه به منظور وادار کردن مردم به تمکین و تسلیم در مقابل قدرت حاکم می پردازد. رژیم می خواهد بر مردمی مطیع و فرمانبردار حکومت کند و هرگونه روحیه مقاومت در برابر زورگویی را در میان مردم از بین ببرد. اعدام در ملاءعام به این هدف رژیم خدمت می کند. از طرف دیگر با اجرای این نمایش ددمنشانه می کوشد با ارضای حس انتقامجویی فردی، خشم فروخفته ای را که در وجود مردم انباشته است به جای اینکه متوجه رژیم حاکم شود متوجه مجرم مفلوکی سازد که خود از قربانیان این نظام و مناسبات ناعادلانه موجود است. بدین ترتیب به هر اندازه مردم بیشتری به تماشای این مراسم نفرت انگیز بروند رژیم موفق تر است.

دوم اعدام نوجوانان کمتر از 18 سال در رژیم جمهوری اسلامی است. در حقوق شناخته شده  بین المللی، کودک شخصی است که زیر ۱۸ سال باشد، اما در قوانین جمهوری اسلامی که ریشه در شریعت اسلام دارد دختران 9 ساله و پسران 15 ساله بالغ به شمار می روند و قانونا مشمول همه مجازات هایی می شوند که در مورد بزرگسالان اعمال می گردد.

باید حربه آدمکشی های حکومت ها به نام تامین امنیت عمومی را از کف شان بیرون آورد و همه به این واقعیت باور پیدا کنند که تکرار قتل نفس دولتی به نام مجازات بازدارنده فقط به جنایت اعدام مشروعیت می بخشد و آن را نهادینه می کند. این رژیم برای بقای عمر ننگین خود به ماشین قتل و کشتار نیازمند است. این ماشین را باید درهم شکست و متوقف ساخت. جز با سرنگونی این رژیم این ماشین متوقف شدنی نیست.

آخرین سخن روز