ارسال

در ضرورت تحکیم رفاقت کارگری و هماهنگی شعارها و مطالبات


2017-07-08 | ۱۳۹۶-۰۴-۱۷

طبقه کارگر ایران در یکی از دشوارترین دوران حیات خود به سر می برد. بیکارسازی های گسترده و نبود امنیت شغلی به یک نگرانی دائمی کارگرانی شاغل و خانواده های شان تبدیل شده است. قراردادهای دسته جمعی کار جای خود را به قراردادهای فردی و موقت و حتی سفید امضا داده اند. دستمزدها چهار مرتبه پایین تر از خط فقر هستند و همین دستمزد بخور و نمیر هم به موقع پرداخت نمی شود و کارگران ناچارند برای دریافت دستمزدهای توافق شده نیز مبارزه کنند. اکثریت کارگران از داشتن مسکن مناسب محرومند و بخش زیادی از درآمدشان صرف اجاره خانه های محقرشان می شود. طبقه کارگر برای جلوگیری از تباهی جسمی و روانی و برای حفظ انسانیت خود، هیچ راهی به جز مبارزه با شرایط حاکم بر زندگی اش ندارد و این مبارزه در جریان است.

اما اعتراضات و اعتصاب های کارگری در حین گستردگی، پراکنده هستند و نهادهای هماهنگ کننده ای که این مبارزات را به هم پیوند بدهد، موجود نیستند. این هماهنگی حتی در حد مبارزات معلمان و پرستاران که با حرکات هماهنگ خود رژیم را برای پاسخگوئی به مطالبات شان تحت فشار قرار می دهند، هماهنگ عمل نمی کنند.

در چنین شرایطی یک سوال در برابر پیشروان جنبش کارگری قرار دارد که پاسخ عاجلی می طلبد. سئوال این است که در شرایط فعلی چگونه  و از چه راههایی می توان مبارزات کارگران را در کوتاه ترین زمان ممکن از پراکندگی خارج ساخت، برای تبدیل مبارزات پراکنده به مبارزاتی سراسری و پیوند زدن مبارزات کارگری کارخانجات و مراکز مختلف کارگری به یکدیگر چه باید کرد؟

پاسخ به این سئوالات سخن ناگفته ای نیست. کشفی نیست که فعالین کارگری و کارگران پیشرو تاکنون از یافتن آن عاجز بوده باشند. مهم این است آنچه را که دریافته ایم، عملی کنیم. بدون شک پیشروی در این زمینه در دوره کنونی تدریجی و گام به گام خواهد بود. از این واقعیت نباید نگران بود. در مقابل می توان از هر پیشروی و پیروزی ولو کوچک هم برای برداشتن گام بعدی نیرو گرفت.

اگر رژیم دیگر به بهانه مجازات های اقتصادی غرب نمی تواند نان سفره مردم استثمار شده و محروم را برباید، اگر مبارزه با فقر و فلاکت کنونی، تنها طریق جلوگیری از تباهی جسمی و روحی کارگران است و این مبارزه بطور واقعی در جریان است، پس رهبران و پیشروان کارگری نیز بایستی به وظیفه خود عمل کنند و به نیازهای مبارزاتی این دوره پاسخ بدهند.

طرح شعارها و مطالبات واحد و سراسری، حتی اگر خود مبارزات هم در مرحله کنونی پراکنده باشند، می تواند نقطه شروع حرکت نوین طبقه کارگر در ایران باشد. همانگونه در حرکت سراسری معلمان و سپس پرستاران دیدیم که هماهنگی مطالبات در سراسری کردن حرکت اعتراضی آنان بسیار موثر بود.

وحدت در مطالبات و شعارها گام مقدم هر نوع وحدت در مبارزه است. همین ساده ترین شکل وحدت از طریق مطالبات و شعارهای واحد به فعالین و پیشروان کارگری امکان می دهد تا روحیه همبستگی و آگاهی طبقاتی، تشکل پذیری و اعتماد به نفس و باور به قدرت طبقه کارگر را در میان کارگران بالا ببرند. برای نمونه، اکنون که همه کارگران با معضل دستمزدهای پایین تر از خط فقر و اخراج و بیکارسازی های گسترده، عدم پرداخت مطالبات معوقه کارگران روبرو هستند، بایستی تلاش کرد تا در این زمینه ها شعارهای واحدی تثبیت شوند. خواست افزایش دستمزد متناسب با نیازهای تامین یک زندگی انسانی و مطالبه بیمه بیکاری، برای مقابله با اخراج ها از مطالبات محوری این دوره برای مقابله با فلاکت اقتصادی موجود هستند. این یک گام اساسی در جهت متحد کردن مبارزات کارگری است و امکان می دهد تا حول این شعارهای واحد، نیروی پراکنده کارگران را که هر کدام در چهارچوب کارخانه ها و مراکز خدماتی گوناگون، صرف مبارزات پراکنده برای مطالبات متنوع می شود، از طریق طرح شعارها و مطالبات واحد عملا به صورت یک جبهه متحد کارگری در آورد.

اما هم جهت کردن، هماهنگی و همزمانی مبارزات کارگران در بخش های مختلف و جلب به موقع همبستگی و حمایت واحدهای مختلف از یکدیگر بدون ارتباط  نزدیک میان رهبران و فعالین کارگری پیشرو و مبارزی که سر رشته مبارزه در واحدهای مختلف را در دست دارند، ممکن نیست. در نبود تشکل های توده ای که بتوانند مبارزات پراکنده کارگران را یکپارچه و در ابعاد سراسری رهبری کنند، این شبکه مرتبط رهبران و فعالین کارگری است که می تواند تا حدودی این خلا را پر کند.

ارتباط این فعالین نقطه اتکای مهمی در مبارزات آتی طبقه کارگر ایران به شمار می رود. چنین ارتباطاتی می تواند علیرغم تفاوت هایی که در شیوه های کار و دیدگاه ها و گرایش های سیاسی فعالین و پیشروان جنبش کارگری وجود دارد، با هدف پاسخ دادن به یک نیاز عاجل مبارزات کنونی طبقه کارگر در ایران ایجاد شود و گسترش یابد. برقراری پیوندهای دوستانه و تحکیم رفاقت کارگری میان پیشروان بخش های مختلف طبقه کارگر، نقطه عزیمت مهمی برای برداشتن گام های بعدی در جنبش کارگری است. ضروری است که فعالین کارگری به رغم اختلاف نظرهایی که با هم دارند، با اتحاد عمل و هماهنگی و همکاری های خود، دایره ارتباطات کنونی را توسعه دهند. ضروری است که فعالین کارگری اختلافات خرد و ریز و نامربوط به اهداف و وظایف خطیر طبقاتی خود را کنار بگذارند و اولویت خود را کار در جهت تقویت رفاقت کارگری در بین خود و هماهنگ کردن اعتراضات کارگری قرار دهند. اگر می بینیم که دشمن دقیقا برای جلوگیری از تحکیم این پیوندهای رفیقانه کارگری توطئه چینی و تفرقه اندازی می کند، معنی آن این است که کانون خطر را تشخیص داده است. پس به مصداق ضرب المثل معروف "ادب را از که آموختی؟ از بی ادبان"، بایستی با احساس مسئولیت برای خنثی کردن نقشه های دشمن دست به کار شد. اگر تاکنون تشکل های مستقل و قدرتمند کارگری شکل نگرفته اند، گره کار را از همین نقطه بایستی باز کرد. مبارزات هماهنگ و پیروزمند کارگری و گسترش رفاقت های کنونی، می توانند به خمیر مایه ایجاد تشکل های کارگری نیرومند آتی تبدیل شوند.

آخرین سخن روز