ارسال

چالش رژیم در معضل مسکن و بیکاری


2017-07-09 | ۱۳۹۶-۰۴-۱۸

روز پنج شنبه پانزدهم تیرماه علی ربیعی وزیر "کار، تعاون و رفاه اجتماعی" در رابطه با معضل بیکاری اظهار داشت: در پنج شش سال آینده دولت نمی تواند معضل بیکاری را حل نماید و در حال حاضر همه تلاش دولت معطوف به جلوگیری از نابودی مشاغل موجود است."وزیر کار دولت روحانی این سخنان را درحالی بر زبان می آورد که تنها یکی دو ماه از تبلیغات نمایش انتخاباتی می گذرد که در آن معضل بیکاری و مسکن و معیشت مردم به تم اصلی تبلیغات کاندیداهای ریاست جمهوری برعلیه همدیگر تبدیل شده بود. به این ترتیب وزیر کار رژیم آب پاکی رو دست میلیونها انسان بیکار ریخت که امیدوار در آرزوی بدست آوردن شغلی برای امرار معاش و تأمین هزینه زندگی خود و خانواده می باشند. او در این سخنان نه تنها وعده کاهش درصد بیکاری را نداد، نه تنها از افزایش سالانه یک میلیون جوان تحصیل کرده به خیل عظیم بیکاران در ایران سخنی به میان نیاورد، بلکه از احتمال ریزش و از دست رفتن ٢٨٠ هزار شغل موجود به ویژه در صنایع سنگین نیز خبر داد. این درحالی است که روحانی وعده داده بود که در نخستین سال دولت جدیدش یک میلیون شغل ایجاد خواهد کرد. البته هرکسی می دانست که ادعای ایجاد یک میلیون شغل توسط روحانی ادعایی پوچ و بی پایه است زیرا در دوره چهار ساله اول ریاستش نه تنها معضل بیکاری را نتوانست کاهش دهد بلکه ٦٠ درصد کارخانه های صنعتی و مراکز تولیدی بخش دولتی و خصوصی هم تعطیل شدند و بقیه نیز با کمتر از نصف ظرفیت به کار ادامه داده بودند.

وزیر کار پس از گذشت چهارسال از عمر دولت روحانی که خود نیز یکی از مهره های اصلی آن بوده، هنوز منشأ بیکاری٤٠ درصدی یا به قول مرکز آمار جمهوری اسلامی " جمعیت غیر فعال " مردم را رکود اقتصادی در دوره قبل قلمداد می کند. او با چنین توجیهی می خواهد از خود و دولتش در مقابل بیکاری دهها میلیون نفر از مردم ایران در چهار سال گذشته و چهار سال آینده نیز سلب مسئولیت نماید. اما این تنها وزیر کار رژیم نیست که از خیزش و طغیان جوانان و توده ها میلیونی مردم به هراس افتاده است و برای تبرئه خود مجبور به اعتراف به اوضاع فاجعه بار بیکاری می کند. همین روز پنجشنبه رئیس مؤسسه موسوم به "ستاد اجرایی فرمان خمینی" نیز از گسترش خشم مردم و خیزش آنها برعلیه رژیم، به شتاب و شیب زیاد فقر در ایران اشاره می کند. او با اعتراف به وجود ١٢ میلیون نفر از مردم ایران که زیر خط فقر مطلق هستند و ٣٠ میلیون نفر دیگر که زیر خط فقر نسبی به سر می برند، به مسئولان رژیم هشدار داد.

فروپاشی اقتصاد بحران زده رژیم و کارگزاران فاسد آن، موجب بیکاری و فقر روز افزون در گوشه و کنار ایران شده است. فقر و بیکاری تنها معضل مردم ایران در کلان شهرها نیست بلکه مردم شهرکها و روستاهای ایران را نیز به گرسنگی و آوارگی دچار ساخته است. تا جائیکه مردم بیکار مجبور شده اند خانه و کاشانه شان را رها سازند و به زندگی فلاکت بار در حاشیه شهرها روی آورند که در آن خبری از آب و برق و خدمات آموزشی و بهداشتی و اجتماعی نیست. روز پنجشنبه پانزدهم تیرماه عباس آخوندی وزیر راه و شهرسازی رژیم،به مسئله حاشیه نشینی به عنوان پدیده ای در اطراف همه شهرهای ایران اشاره نمود و گفت: "حدود٤٠ درصد جمعیت شهری در وضعیت نابسامانی زندگی می کنند." او اضافه نمود "اکنون ازجمعیت ٥٩ میلیون نفری شهری در ایران بیش از ١٩میلیون نفر آنان حاشیه نشین و بد مسکن هستند و درمکانهایی با بافت فرسوده زندگی می کنند." البته نگرانی و دغدغه آقای وزیر در رابطه با پدیده حاشیه نشینی که یکی دیگر از نمادهای رسوایی حاکمیت رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی و نشانه ورشکستگی اقتصادی این نظام می باشد، این نیست که بیش از١٩میلیون نفرمردم حاشیه نشین از ارائه هرگونه خدمات اولیه روزمره محروم می باشند. بلکه او تنها نگران این است که حاشیه نشینی "مانع هویت یابی مردم آن مناطق می شود."

اما این تنها وزیران کابینه روحانی نیستند که در مقابل بیکاری و فقر روز افزونی که حاکمیت در ایران به مردم تحمیل کرده، از خود سلب مسئولیت می کنند. خود روحانی هم با بیان اینکه " دولت نمی تواند به تنهایی بر مشکلات بزرگ کشور مثل اشتغال و رشد اقتصادی ٨درصدی فایق آید، از خود و دولتش سلب مسئولیت می نماید. او برای توجیه بی مسئولیتی خود و دولتش، درنشستی با نمایندگان مجلس راه حل معضلات مالی را در گرو رها کردن اقتصاد از چنگال سیاست نام برد و گفت " باید دولت از عرصه اقتصاد کنار برود تا میدان برای بخش خصوصی و رقابت آزاد "برای مردم" یعنی برای سرمایه باز شود. روحانی براین عقیده است که "خارج شدن بنگاهها و مؤسسات اقتصادی از دست دولت بی تفنگ و کنترل شان توسط دولت با تفنگ" در داخل کشور چاره کار نیست. که البته نیست. او به مثابه دیگر هم فکرانش در سیستم اقتصاد نئولیبرالی معتقد است که باید درهای کشور را به روی سرمایه جهانی باز کرد و ملزومات سیاسی این ورود را مهیا کرد. روحانی در آن نشست گفت در بیست سال گذشته کمتر از پنج میلیارد دلار سرمایه گذاری خارجی جذب کرده ایم. این برای رشد اقتصادی و ایجاد یک میلیون شغل به هیچ وجه کافی نیست.

گرچه این امر واقعی می باشد و صاحبان سرمایه ریسک سرمایه گذاری در ایران تحت حاکمیتی با ساختارسیاسی مشابه جمهوری اسلامی را نمی پذیرند، اما راه چاره مورد نظر روحانی نیز که همان نسخه نهادهای اقتصاد سرمایه داری نئولیبرالی است، راه چاره نیست. این راه کار در بسیاری از کشورهای دیگر پیاده شده و نشان داده که نمی تواند مشکلات عظیم زندگی و معیشت مردم را برطرف نماید. زیرا عامل اصلی بیکاری و فقر و گرسنگی در سراسر دنیا خود نظام ظالمانه سرمایه داری و مکانیزمی است که سیستم اقتصاد سرمایه داری دولتی و غیر دولتی لیبرال و نئولیبرال از آن پیروی می نمایند. راه چاره واقعی برای دست یابی به زندگی شایسته شأن انسان زیر و رو کردن نظام سرمایه داری و برپایی نظمی دیگر یعنی نظام سوسیالیستی است.

آخرین سخن روز