ارسال

نگاهی به مبارزات روزهای اخیر کارگری در آلمان


2018-02-05 | ۱۳۹۶-۱۱-۱۶

فلز کاران وکارفرما از هفدهم ژانویه، 27 دی ماه اعتصابات محدود چند ساعته در یک رشته از صنایع آغاز شده بود. این اعتصابات محدود ، تاکتیک روتینی است که همه ساله با شروع مذاکرات از جانب اتحادیه های کارگری جهت نشان دادن قدرت خویش به کار می رود.

مذاکرات بین اتحادیه ها و کارفرمایان جهت انعقاد قراردادهای جمعی یک امر متداول در آلمان است. بدین معنی که با پایان یافتن مدت قرارداد جمعی که معمولا فاصله ی زمانی یک تا دوسال را در بر می گیرد، طرفین وارد مذاکره برای انعقاد قرارداد جمعی دوره ی آینده با توجه به شرایط تغییریافته ، می گردند. در این میان چهارچوب قرارداد جمعی اتحادیه ی فلزکاران آلمان با دومیلیون و دویست و شصت و دو هزار عضو به مثابه بزرگترین اتحادیه ی یک رشته ی معین در سراسر جهان و همچنین به مثابه رادیکال ترین بخش طبقه ی کارگر آلمان نقش راهنمای مذاکرات بین سایر اتحادیه ها و کارفرما را دارد .

اتحادیه ی فلزکاران امسال با دو خواست مرکزی یعنی افزایش 6 درصد دستمزد و کاهش ساعت کار به 28 ساعت در هفته برای آن بخش از کارگرانی که کارهای سخت انجام می دهند و یا اینکه مجبور هستند برای مدتی از بستگان بیمارشان پرستاری کنند، به پای میز مذاکره رفته بود. پیشنهاد کارفرما افزایش دستمزد بین دو تا سه و نیم درصد در کمپانیهای مختلف و مخالفت کامل با کاهش ساعات کار بود. کارفرما می گوید که افزایش دستمزد بیش از این مقدار قدرت رقابتی کمپانیها را در مقابل حریفان جهانی خود کاهش می دهد و همزمان به حربه همیشگی شان متوسل شده وتهدید میکنند که در این صورت راهی به جز انتقال تولید به کشورهای دیگر نمی ماند. در ارتباط با مخالفت با کاهش ساعات کار این بار کارفرما درنقش مدافع کارگران ظاهر شده و کاهش ساعات کار برای بخشی از کارگران را تبعیض مابین این کارگران و کارگران نیمه وقت می داند. پرسیدنی است اگر کارفرما چنین نگران تبعیض است چرا بعد از گذشت 27 سال از ادغام دو آلمان همچنان تبعیض فاحشی بین مزد، ساعات کار و حقوق بازنشستگی کارگران در شرق و غرب آلمان وجود دارد.

با شکست دور پنجم مذاکرات طرفین در 27 ژانویه برای اتحادیه ی کارگری راهی به جز ورود به یک فاز دیگری از مبازرزات وجود نداشت. از اینرو اتحادیه اعلام اعتصابات 24 ساعته در روزهای 21 ژانویه و اول و دوم فوریه نمود و این اولین بار بعد از 20 سال بود که اتحادیه ی فلزکاران فراخوان اعتصابات 24 ساعته را می داد. این اعتصابات به نوبت باید در مناطق مختلف آلمان به پیش برده می شد و بدین گونه از روز چهارشنبه هفته گذشته بیش از 500 هزار نفر از اعضا اتحادیه در بیش از 280 کارگاه در اعتصابات 24 ساعته شرکت کردند . اگر در جنوب آلمان همزمان چرخهای تولید در صنایع اتومبیل سازی مرسدس بنز ، ب ام و ، پورشه از کارافتاد در شمال آلمان این صنایع کشتی سازی ، هواپیما سازی ایرباس و کمپانیهای تولید کامیون و اتوبوس و مرکز اصلی کمپانی فولکس واگن بودند که با اعتصاب روبرو شدند. در تمام این مناطق همزمان کارگران خط تولید شرکت های تولید کننده ی لوازم یدکی برای این کمپانیهای عظیم را متوقف کردند.

نماینده ی اتحادیه ی فلزکاران اعلام کرد که "بیلان اعتصابات بعد از سه روز فوق العاده است". سخنان نماینده ی اتحادیه در عین حال یک پیام آشکار برای کارفرما بود. او گفت "در روز دوشنبه 5 فوریه به نفع کارفرما ست که با پیشنهادات بهتری سر میز مذاکره حاضر شود. " نمایندگان کارفرما به طور طبیعی اوضاع را نوع دیگری می بینند. آنها صحبت از میلیونها یورو خسارت میکنند که به اقتصاد آلمان وارد شد. و همزمان در تمام ایالتها جهت توقف فوری اعتصاب به دادگاههای ایالتی شکایت بردند. رئیس اتحادیه ی فلز کاران در مقابل این اقدام کارفرما اعلام کرد که " توافقات در مورد قرارداد جمعی را نمی توان از طریق دادگاه حل کرد. این عمل فقط ریختن بنزین به آتش خشم کارگران است. "

هرچند که رهبران اتحادیه اساسا روی دو خواست افزایش دستمزد و کاهش ساعات کار برای بخشی از کارگران متمرکز شده اند ولی در همه ی مبارزاتی که از حدود سه هفته ی پیش با آکسیونهای محدود تا حد اعتصابات بیست و چهار ساعته صورت گرفت، مطالبات دیگری از جمله ساعات کار، دستمزد و حقوق بازنشستگی یکسان در شرق و غرب آلمان و همچنین تبدیل قراردادهای نیمه وقت به تمام وقت و استخدام کارآموزان بعد از پایان دوره آموزشی به طور جدی مطرح شده است.

واقعیت این است دورانی که رهبری بوروکراتیک اتحادیه های کارگری و کارفرما در یک توافق نانوشته این امر را تبلیغ می کردند که کارآموزان و کارگران نیمه وقت بهتر است سرشان را پایین بیندازند تا موقعیتشان به خطر نیفتد، در حال سپری شدن است. هردوی این بخش از کارگران با آگاهی و اعتماد به نفس بیشتری مطالبات خود را طرح کرده و در مبارزات جاری شرکت نمودند. برای هردوی آنها سازمان دادن آینده شان مهم است. تن دادن به آینده ی نا معلوم و فقر در پیری و یا مبارزه با هدف کسب سهم هرچند ناچیزی از ثروتی که تولید می کنند . بی جهت نیست که آنها در جریان مبارزات اخیر نه تنها فعالانه شرکت دارند بلکه به ویژه جوانان در بسیاری از مواقع با انرژی بسیار و مطالبات رادیکال تری وارد صحنه می شوند. آنها به درستی از رهبری اتحادیه های کارگری می خواهند که مطالبات آنها نیز در بسته ی قرارداد جمعی گنجانده شود. این سمت گیری بدون تردید بسیار مهم است چرا که روحیه ی همبستگی و وحدت بین کارگران غرب و شرق آلمان و کارگران قدیمی و جوان را تقویت کرده و قدرت مقابله ی آنان را در برابر کارفرما بالا می برد.

واقعیت دیگر این است که قدرت طبقه ی کارگر در کمیت و درجه ی سازمان یافتگی آن تبلور می یابد. اگر بخشی از این واقعیت همبستگی و وحدت آحاد طبقه ی کارگر است، بخش دیگرش درک این امر مهم است که طبقه ی کارگر، اتحادیه ی خود را به مثابه سازمان مبارزه برای کسب مطالبات خویش بداند و نه سازمان ایجاد نظم در محیط کار، آنچنان که کارفرما و رهبری بوروکراتیک اتحادیه های کارگری خواهان آن هستند.

اکنون که این مرحله از مبارزات پایان یافته و روز دوشنبه مجددا نماینده کارفرمایان و اتحادیه بر سر میز مذاکره خواهند نشست نباید گذاشت که روحیه ی مبارزاتی و اعتماد به نفس کسب شده در روزهای گذشته کاهش یابد. نباید گذاشت که سران اتحادیه سر میز مذاکره به حداقل های تعیین شده از جانب کارفرما تن دردهند. نشان دادن آمادگی جهت ورود به اعتصابات گسترده، نامحدود و سراسری و نه موقتی و منطقه ای بهترین سلاح کارگران در لحظه ی کنونی در مقابل با کارفرمایان و تحمیل مطالباتشان به آنان است.

آخرین سخن روز